محمدرضا ضمیرى
در این مقاله، رابطه متقابل تعلیم و تربیتبا جامعه مورد بررسى قرار گرفته است. در ابتدا، تربیت این گونه تعریف شده است: تربیت هنر مدیریت انسانى است که فرد را براى پذیرش یک سرى صفات اخلاقى، دینى و عقلانى آماده مىسازد. سپس، به اصول تعلیم و تربیت اشاره شده است. در ادامه، جامعه و ویژگىهاى آن مورد بررسى قرار گرفته است. جامعه، به معناى وسیع آن شامل تمامى مناسبات اجتماعى میان آدمیان مىشود.
رویکردهاى نظرى، رابطه جامعه با تربیت و طرح سه نظریه کارکردگرایى، تضادگرایى و کنش متقابل، انواع نهادهاى اجتماعى یعنى خانواده، اقتصاد، سیاست و دین، و تاثیر متقابل هر یک، از دیگر مباحث این مقال است. و در نهایت، فرهنگ و محتواى نهادهاى اجتماع و نسبت آن با تعلیم و تربیتبیان شده است.
یکى از اهداف مهم دین و بعثت انبیاعلیهم السلام تربیت و تزکیه انسان است. دین اسلام نیز در احکام عبادى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى خود، تربیت انسانها را وجه همتخویش قرار داده است. تربیت انسان در جامعه صورت مىگیرد; زیرا انسان مدنى بالطبع است، او در جامعه با نهادهاى خانواده، سیاست، اقتصاد، دین و تعلیم و تربیتسر و کار دارد و هر یک از آنها هنجارها و ارزشهاى ویژهاى را از فرد انتظار دارند و اینجاست که فرد باید بر اساس فکر و منطق و مقتضیات کنش متقابل تصمیم بگیرد. از اینرو، تصور اینکه تربیت فراگردى فردى است فکرى خام و بىاساس است. حال که تربیت در جامعه صورت مىگیرد، باید دید که جامعه چه تاثیراتى را بر فرایند تربیت مىگذارد و متقابلا، نظام تعلیم و تربیت چگونه جامعه را متحول مىسازد.
ادامه مطلب ...نویسنده: جان الیاس
مترجم: عبدالرضا ضرّابى
تعلیم و تربیت در رایج ترین کاربرد خود بر عقلانیت یعنى پرورش اندیشه دلالت دارد. انواع گوناگون تربیت که اصطلاحاً، اخلاقى، سیاسى، زیبایى شناختى و مانند آن نام گرفته اند، همه مؤلفه هاى شناختى یا عقلانى دارند.
اولین حامیان تربیت عقلانى فلاسفه یونان یعنى سقراط، افلاطون و ارسطو بودند.
رویکردهاى مختلفى به تربیت عقلانى وجود دارد. بعضى از آن ها دیدگاه ماوراى طبیعى رابطه بین ذهن و دانش عینى را مى پذیرند و برخى دیگر بر فعالیت ذهن تأکید دارند. عده اى هم بر انواع معرفت اصرار مىورزند.
دیدگاه سنتى بازگویى اى را پذیرفته که از دیدگاه معرفت شناختى ماوراى طبیعى که مستلزم سازمان دهى منظم مواد درسى در قالب علوم انسانى و دیالکتیک است، اجتناب مىورزد.
پل هِرست رویکردى را به تربیت عقلانى ارائه داده که به انواع معرفت به عنوان شیوه هاى متمایز مى نگرد.
فنیکس ( Phenix ) نیز تحلیل مشابهى از معرفت ارائه داده است. به عقیده او تعلیم و تربیت فرایند ایجاد مفاهیم اساسى است. سایز فلاسفه نیز رویکردهایى به تربیت عقلانى پیشنهاد کرده اند که بر ساختار دانش یا ساختار رشته هاى تحصیلى تأکید دارد. با این وجود، در ارزیابى تعلیم و تربیت عقلانى از دیدگاه معرفت صرفاً کار هِرست الگو قرار گرفته است.
به نظریه انواع معرفت انتقادات فراوانى شده است. که شدیدترین آن ها از سوى جامعه شناسان معرفت مطرح مى شود، نظریه معرفت دیویى نیز به رویکرد خاصى از تربیت عقلانى و برنامه درسى آن منجر گردیده است. تعلیم و تربیت عقلانى به نظر دیویى مانند همه اشکال تعلیم و تربیت شامل تعامل بین یادگیرنده و محیط است. این رویکرد نیز مورد نقد قرار گرفته است.
ادامه مطلب ...عبدالحسین خسروپناه
تربیت، یکى از حیاتىترین عناصر انسانی است که تمام خوبىها و زشتىها، سعادتها و شقاوتها به مصادیق آن برمىگردد. مهم این است که آدمى، راه صحیح را باز شناسد و طریقت آن را اراده نماید. امیرمؤمنان على(ع) به این نکتهى مهم، چنین رهنمود داده است: «اى مردم، کسى که راه آشکار را بپیماید به آب درآید و آن که بیراهه را پیش گیرد، در بیابان بىنشان افتد.» [1] على(ع) نسبت به گم شدگان و متحیّران خطاب مىکند: «پس کجا مىروید؟ و کى باز مىگردید؟ که علامتها برپاست و دلیلها هوید است، و نشانهها برجاست. گمراهى تا کجا؟ سرگشتگى تا کى و چرا؟ خاندان پیامبرتان میان شماست که زمامداران حق و یقیناند و پیشوایان دینند. با ذکر جمیل و گفتار راست قرینند. پس همچون قرآن، نیک حرمت آنان را در دل بدارید و چون شتران تشنه که به آبشخور روند، به آنان روى آرید.» [2]
امام على(ع) در سخنان گهربار خود از مبانى، عوامل و موانع، اصول، روشها و تربیت سخن گفته است. که به اختصار بدآنها خواهیم پرداخت.
امام(ع) درباب موانع تربیت، دنیاپرستى و وابستگى به دنیا را مهمترین مانع تربیت آدمى قلمداد مىکند؛ زیرا دنیا و آخرت دشمن و دو راه مخالفند. [3] و به همین دلیل رسول خدا(ص)، دنیا را خوار و کوچک شمرد. [4] على(ع) نیز به دنیا خطاب مىکرد که «اى دنیا، از من دور شو که مهارت بر دوشت نهاده است گسسته، و من از چنگالت به دورى جستهام و از ریسمآنهایت رسته و از لغزشگاههایت دورى گزیدهام». [5] «اى دنیا، اى دنیا، از من دور شو، با خودنمایى فرا راه من آمدهاى؟ یا شیفتهام شدهاى؟ هرگز آن زمان که تو در دل من جاى گیرى فرا نرسد. هرگز، دور شو، دیگرى را فریب ده، مرا به تو نیازى نیست، تو را سه طلاقه کردهام که بازگشتى در آن نیست.» [6] اما آنچه در این بحث مهم است، تبیین چیستى دنیاست:
ادامه مطلب ...تربیت جوان از دیدگاه معصومین(ع)
على همتبنارى
جوانان با ویژگیهاى خاص خود چون قدرت و توان بدنى، فعال و پرتحرک بودن، مقطع سنى مناسب، زمینه و امکان بر عهده گرفتن مسئولیتهاى بزرگ و جایگاه ویژهاى در هر جامعه دارند دوره جوانى بهترین و با نشاطترین دوره زندگى است، فرصت جوانى فرصتى استثنائى و زمینهاى مناسب براى برداشتن گامهاى بلند و حرکتبه سوى کمال مطلوب است، معصومین(ع) در سخنان درربار خود بر اهمیت و لزوم بهرهبردارى کامل از آن تاکید بسیار نمودهاند. على(ع) فرموده است: «دو چیز است که ارزش و قیمت آنها را نمىداند مگر کسى که آنها را از دست داده باشد. یکى جوانى و دیگرى تندرستى. (1) نیز رسول گرامى اسلام در وصیتبه ابوذر فرموده است: پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمتبشمار، جوانیت را قبل از پیرى و...» (2) و در قیامت اولین سئوال از جوانى است «رسول خدا(ص) فرموده است: «در قیامت هیچ بندهاى قدم بر نمىدارد مگر اینکه از او سئوال مىشود عمرش را در چه کارى فنا کرده و جوانیش را در چه راهى صرف نموده است» (3)
اهمیت دوره جوانى و جایگاه ویژه جوانان ضرورت تربیت آنان را دو چندان کرده است. در این راه بهره گرفتن از شیوههاى تربیتى مربیان مطمئن و معصوم، خود ضرورت دیگرى است تکیه بر دیدگاهها و سیره انسانهاى معصوم در تربیت تردید را از سر راه بر مىدارد و انسان را در مسیر پرپیچ و خم تربیتسلامتبه مقصد مىرساند.
براى پیدا کردن دیدگاههاى معصومین(ع) در روایات، واژههاى «الشباب، الشاب، الشبان و الفتاء» واژههاى کلیدى است که با رجوع به آنهاء;ء در روایات مىتوان مسائل مربوط به جوان را به دست آورد، قبل از پرداختن به مباحث اصلى تربیت جوان، لازم است معناى لغوى این واژهها بیان و از لابلاى آراء لغویین معتبر محدوده سن جوانى را مشخص نمائیم. براى این منظور اقوال بعضى لغویین معتبر را نقل و سپس به جمع بندى و نتیجهگیرى آنها به پردازیم.
ادامه مطلب ...
نویسنده: على همت بنارى
ابزارهاى مهم تربیت دینى و معنوى
الف: زمینه درونى جوانان.
جوانان سرزمینهاى آماده و حاصلخیز براى افشاندن بذر ایمان و معنویت شمرده مىشوند و بیش از دیگران زمینه پذیرش ایمان و معنویت دارند. رسول خدا(ص) فرموده است: «شما را به نیکى درباره جوانان سفارش مىکنم. به درستى که قلوب آنان نرمتر و مهربانتر است. (براى پذیرش فضیلتها آمادهتر است) (وقتى) خداوند مرا، بشارت دهنده و انذارکننده؛ بر انگیخت، جوانان بامن پیمان بستند و پیران به مخالفت برخاستند...». [1]
اسماعیلبن فضل هاشمى مىگوید: به امام باقر(ع) گفتم: مرا از سبب تفاوت یعقوب و یوسف آگاه ساز. هنگامى که فرزندان یعقوب(ع) به او گفتند: اى پدر! بر تقصیراتمان آمرزش طلب که ما درباره یوسف گناه کردیم. یعقوب(ع) فرمود: بزودى از درگاه خدا براى شما آمرزش مى طلبم؛ [2] ولى هنگامى که به یوسف(ع) گفتند: خداوند شما را بر ما مقدم داشت و ما خطا کردیم؛ یوسف(ع) فرمود: امروز شرمنده نباشید، من عفو کردم، خداوند گناه شما را ببخشد که او مهربانترین مهربانان است.[3]
امام(ع) فرمود: (علت اینکه یوسف بىدرنگ بخشید، آن است که) قلب جوان نرمتر و مهربانتر از کهنسال است. درطول تاریخ اسلام بسیارى از جوانان به مقامات بالاى معنویت دست یافتند. [4]
ادامه مطلب ...حافظ ثابت
«تربیت» از مسائل مهمى است که از دیرباز توجه والدین و دیگر متولّیان امر آموزش را به خود مشغول نموده است. در هر دورهاى اندیشمندان بزرگى در شرق و غرب عالم در زمینه تربیت فعالیتهاى علمى و عملى داشته و در این زمینه، نظرات کاربردى مهمى ارائه دادهاند.
«تربیت جنسى» انسان یکى از ساحتهاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است که خداوند در حیوان و انسان قرار داده. با وجود این غریزه است که در انسان نیاز جنسى پیدا مىشود و باید به صورتى صحیح آن را ارضا نماید. برآوردن یا رها نمودن نیازهاى جنسى رفتارهاى متفاوتى را در انسان به دنبال دارند. صاحبنظران و مربیّان تربیتى به صورتهاى مختلف به اهمیت آن اذعان کرده و توجه عموم مردم را به آن جلب کردهاند.
آیةاللّه ابراهیم امینى در اینباره مىگوید: «پدران و مادران مسؤول نمىتوانند نسبت به غریزه جنسى فرزندانشان بىتفاوت باشند و در اینباره برنامهاى نداشته باشند؛ زیرا تربیت جنسى یکى از دشوارترین و حسّاسترین انواع تربیتهاست. اندک اشتباه و غفلتى در اینباره ممکن است کودکان را به وادىهاى فساد و تباهى بکشاند.» (1)
نگاهى گذرا به پروندههاى موجود در مراکز و محاکم قضایى، پاسگاههاى نیروى انتظامى و صفحات حوادث مطبوعات به این امر گواهى مىدهد که درصد بالایى از جرایم به عدم تربیت صحیح در زمینه مسائل جنسى برمىگردد. اهمیت این امر آن جا آشکارتر مىشود که بدانیم رفتارهاى جنسى و غیرجنسى با هم تعامل دارند، به گونهاى که رفتارى غیرجنسى زمینهساز بروز رفتار جنسى مىشود و یا به عکس. از اینرو، مىتوان ادعا کرد که غالب رفتارهاى انسان با غریزه جنسى در ارتباط است.
ادامه مطلب ...و نقش آن در انحرافات اخلاقی جوانان
محمّدصادق شجاعی
نیاز جنسی، بخش جدایی ناپذیر ماهیت زیستی، روانی و اجتماعی آدمی را تشکیل می دهد و روشن است که کیفیت ارضای این نیاز نقش بسیار مهمی در سلامت و بهداشت روانی فرد و جامعه دارد. بر اساس آموزه های دینی، اگر این نیاز به صورت شرعی و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد شخصیت و نیز استمرار حیات بشر می شود، و اگر امکان ارضای صحیح آن فراهم نیاید به صورت انحرافات جنسی و بی بند و باری های اخلاقی نمودار خواهد شد.
در سال اخیر، آمارها منحنی های رو به رشد و مشابهی را در زمینه انحرافات و بی بند و باری های اخلاقی در میان جوانان نشان می دهند. این رشد غیرطبیعی و هماهنگ می تواند حاکی از عوامل ساختاری همانند باشد. به طور قطع نمی توان یک عامل را علت انحرافات اخلاقی و بی بند و باری جنسی جوانان دانست; در بیشتر موارد، ترکیبی از چند عامل وجود دارند. با این وجود، برخی مطالعات عوامل خاصی را به عنوان عوامل مؤثر در میزان بروز بی بند و باری جنسی جوانان شناسایی کرده اند. در این مقاله سعی شده است این ایده توضیح داده شود که بی بند و باری های جنسی و انحرافات اخلاقی جوانان تا حد زیادی ناشی از فراهم نبودن شرایط ازدواج برای جوانان یا به تعبیر دقیق تر، افزایش سن ازدواج است.
این مقاله، ابتدا هنجار دینی سن ازدواج و عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج را مورد بررسی قرار می دهد. سپس به رابطه، افزایش سن ازدواج با انحرافات اخلاقی و جنسی می پردازد و در پایان، برای مقابله با انحرافات اخلاقی و رسیدگی به مشکل ازدواج جوانان راهکارهایی را ارائه می دهد.
ادامه مطلب ...