مزرعه چاپارل

همه چیز و هیچ چیز

مزرعه چاپارل

همه چیز و هیچ چیز

بایدها و نبایدهای اخلاقی در اندیشه دو فاضل نراقی (ره)

بایدها و نبایدهای اخلاقی در اندیشه دو فاضل نراقی (ره)



محمّد احسانی

مقدّمه

انسان موجودی است اجتماعی که برای شکوفایی توانایی ها و رفع نیازمندی های خود ناگزیر باید در جامعه زندگی نماید; چرا که رشد و تکامل و ترقّی او در زمینه های فردی و اجتماعی بسته به گذران زندگی در اجتماع است. انسان هرقدر که با استعداد و نیرومند باشد، به دور از جامعه نمی تواند به رشد و کمال لازم خویش نایل گردد. حتی بسیاری از ویژگی های اخلاقی مربوط به قوه نفسانی مانند زهد و تقوا و صبر و پارسایی در ظرف اجتماع و برخورد با دیگران، بیشتر قابل ترقّی و تکامل است تا زیستن در گوشه تنهایی. از این رو، انسان ناچار باید در جامعه ای زندگی کند که بر اساس نیازهای اولیه او تشکیل شده است.

طبیعی است که زندگی اجتماعی شرایط خاص خود را دارد و برای ساماندهی رفتارهای فردی و گروهی افراد موجود در اجتماع می بایست قوانین و مقرراتی وضع گردد که بر اساس آن، از بروز هرگونه هرج و مرج و بی نظمی در جامعه جلوگیری شود. توصیه ها و دستورالعمل های اخلاقی بزرگان اخلاق که به شکل غیررسمی وضع و به عموم مردم ارائه می گردند، از این قبیل مقرراتند; دستوراتی که تأثیر آن ها در اصلاح رفتار و تربیت افراد جامعه و همچنین برقراری نظم و انضباط اجتماعی، به مراتب بیشتر و عمیق تر از قوانین رسمی کشورهای دینی است. مردم به خاطر عقیده ای که در گذشته و حال نسبت به علمای دین داشته و دارند. گفتار ایشان را با جان و دل می پذیرند و بدان عمل می کنند. اما قوانین رسمی کشورها، چون از مراکز قدرت صادر می شوند، در مقام اجرا با تحمیل و اجبار همراهند و اغلب مردم از روی ناچاری به آن ها تن در می دهند.

دو فاضل نراقی، مرحوم ملامهدی و ملااحمد ، از بزرگان بنام اخلاق و عرفان اسلامی سده های 12 و 13 هـ .ق بودند که با گفتار و عملشان در تعلیم و تربیت شاگردان وارسته ای همچون شیخ مرتضی انصاری و ارائه رهنمودهای اخلاقی ـ اجتماعی به عامه مردم، لحظه ای کوتاهی نکردند. آن دو بزرگوار ضمن اداره حوزه های علمیه دینی و پرورش نیروهای مؤثر در زمینه اجتهاد و فتوا، به اوضاع سیاسی اجتماعی مسلمانان آن روز، به ویژه شیعیان، توجه کامل داشتند.

ادامه مطلب ...

بازنگری ناقدانه نظام های آموزشی، پرورشی مغرب زمین

بازنگری ناقدانه نظام های آموزشی، پرورشی مغرب زمین



با تکیه بر یافته های ژاک ماریتین 1 و ریکاردو پترلا 2

دکتر عباسعلی شاملی

درآمد

آنچه پیش روی شماست، قلمی شده یکی از نشست های دوره ای علمی ـ پژوهشی گروه علوم تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره) است. در این نشست، جناب آقای دکتر عباسعلی شاملی استادیار گروه به ایراد سخن پرداختند. حاصل سخنان ایشان و پرسش و پاسخ های شرکت کنندگان، جمع بندی و به صورت مقال جالب و برانگیزاننده زیر درآمد. آنچه می خوانید این موضوع خواندنی و چالش برانگیز است. شاید نقد، پیشنهاد و یا داوری شما بتواند این گفتمان را پر رونق تر و جاذب تر کند. در این نشست، محتوای دو مقابله زیر، که تا حدودی به هم شباهت و هم پوشی دارند، توصیف، تحلیل و به بحث گروهی گذاشته شد. از آنجا که سخنران این نشست درصدد فشرده سازی محتوای این دو مقاله بود، و گفت و شنودها پس از این نشست قلمی شد، قلم و ادبیات این چکیده قدری از متن های اصلی متفاوت است. رویکرد پژوهشی مقاله دوم سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی است و نظام آموزش و پرورش مغرب زمین را با توجه به سلطه اصول تجارت نوین و معیارهای بازارشناسی بازنگری و نقد کرده است. نوشتار نخست هم رویکردی آموزشی و پرورشی دارد و نویسنده آن با نگاه ناقدانه و از بالا، نظام آموزش و پرورش غرب را با نگاهی کلان بازنگری و نقادی می کند.

برگردان کننده این نوشتار هم می کوشد با همین نگاه دو نظام آموزشی و پرورشی ایران و مغرب زمین را با هم بسنجد و تفاوت ها و شباهت های این دو را برجسته کند.

ادامه مطلب ...

ایمان و تأثیر آن بر مبادى رفتار

ایمان و تأثیر آن بر مبادى رفتار



سید محمّدرضا موسوى نسب

چکیده

در نوشته حاضر در صدد بیان رابطه ایمان با مبادى رفتار هستیم. بدین روى، پس از تعریف «ایمان» و ویژگى هاى اساسى آن (مبتنى بودن ایمان بر بینش و گرایش، قلبى بودن و اختیارى بودن)، به بیان مبادى رفتار از دیدگاه فلسفه، اخلاق و روان شناسى پرداخته ایم.

مبدأ رفتار در حقیقت، همان پاسخى است که به پرسش علت بروز رفتارهاى ویژه داده مى شود. هر دانشى بر اساس هدف، روش و موضوع خود، مبدأ رفتار را تعریف کرده است. دانش فلسفه مبدأ رفتار را «نفس انسان» مى داند که از طریق قوا، کارهاى خود را انجام مى دهد. در علم اخلاق، «صفات»، که در اثر تکرار رفتارها به صورت ملکه درآمده، به عنوان مبدأ رفتارهاى اخلاقى معرفى شده است و در دانش روان شناسى نیز «انگیزش» به عنوان مبدأ رفتار معرفى شده است.

ساز و کار این تأثیر و تأثر را مى توان چنین تبیین کرد: چون ایمان ترکیبى از شناخت و گرایش است و جایگاه آن نفس (قلب) انسان است، از این طریق شوق و اراده انسان را جهت داده و در نتیجه، رفتارى متناسب با خود را بروز مى دهد. ایمان بینش ویژه اى از خالق و مخلوق و ارتباط انسان با موجودات عالم ارائه مى نماید. این بینش و گرایش هاى درونى هر کدام زمینه ساز رفتارهاى انسان در ارتباط با خداوند و ارتباط انسان با خود و دیگران مى شوند. به دنبال تکرار این رفتارها در موقعیت هاى مشابه، ملکات و صفات انسان شکل مى گیرد.

ادامه مطلب ...

ایمان به خدا و نقش آن در کاهش اضطراب

ایمان به خدا و نقش آن در کاهش اضطراب



محمدمهدى صفورایى پاریزى

مقدّمه

اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، در همه افراد در حدّى اعتدال‏آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخى سازش یافته تلقّى مى‏شود، به گونه‏اى که مى‏توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت میزهایمان به خواب مى‏رفتیم.» (1) فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه‏اى مواجه کند: اضطراب است که ما را وامى‏دارد تا براى معاینات پزشکى و درمان بیمارى‏ها به پزشک مراجعه کنیم، کتاب‏هایى را که از کتابخانه به عاریت گرفته‏ایم بازگردانیم، در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگى کنیم... و بدین‏سان، زندگى طولانى‏تر، سازنده‏تر و بارورترى داشته باشیم. بنابراین، اضطراب به منزله بخشى از زندگى هر انسان، یکى از مؤلّفه‏هاى ساختار شخصیت وى را تشکیل مى‏دهد و از این زاویه است که برخى از اضطراب‏هاى دوران کودکى و نوجوانى را مى‏توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن‏ها را بر فرایند تحوّل پذیرفت؛ چرا که این فرصت را براى افراد فراهم مى‏آورد تا سازوکارهاى سازشى خود را در جهت مواجهه با منابع تنیدگى‏زا گسترش دهند. به عبارت دیگر، مى‏توان گفت: اضطراب در برخى مواقع، سازندگى و خلّاقیت را در فرد ایجاد مى‏کند، امکان تجسّم موقعیت‏ها و سلطه بر آن‏ها را فراهم مى‏آورد و یا آن‏که وى را برمى‏انگیزد تا به طور جدّى با مسؤولیت مهمى مانند آماده شدن براى یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه اجتماعى مواجه شود.

ادامه مطلب ...

انگیزش شخصیت ایمن از دیدگاه اسلام

انگیزش شخصیت ایمن از دیدگاه اسلام



محمد دولتخواه

فارغ التحصیل کارشناسى ارشد روان‏شناسى از مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (رحمه الله)

چکیده:

انگیزه و انگیزش از مفاهیم کلیدى و کاربردى روان‏شناسى شخصیت است.تبیین این مفاهیم چون مرتبط با موجودى است‏به نام انسان که تمام تلاش‏ها اعم از علمى و عملى براى تامین منافع و مصالح اوست، کار را تا حد زیادى پیچیده و دشوار مى‏نماید چه، انسان‏ها در درجات مختلفى از سقوط و صعود، سلامت و بیمارى واقع شده‏اند. بنابراین اولین سؤالى که مطرح است این است که انگیزه و انگیزش کدام یک از انسان‏ها مد نظر است.آن چه مى‏خوانید نگاهى است گذرا به بحث انگیزش شخصیت ایمن و سالم از دیدگاه علم روانشناسى و اسلام.با هم مى‏خوانیم:

مقدمه

بحث از ایمنى - ناایمنى، بیمارى - سلامت و بهنجار - نابهنجار، بخشى از مباحث مهم و اساسى نظریه شخصیت در روان‏شناسى است، به طورى که مى‏توان گفت: نظریه شخصیت وقتى کامل است که بتواند تعریف جامع و صحیحى از این مفاهیم ارائه دهد، هر چند ارائه تعریف جامع از مفاهیم در علوم انسانى به طور عام و در روان‏شناسى به طور خاص، کارى بس پیچیده و دشوار است.چه، محور و مدار بحث در این علوم، موجود بى‏نهایت پیچیده‏اى است‏به نام انسان.

از آن‏جا که مقاله حاضر متکفل بیان انگیزش شخصیت ایمن از دیدگاه اسلام است، ابتدا شایسته است تعریفى از مساله ایمنى و امنیت روانى از دیدگاه علم روان‏شناسى، همچنین از دیدگاه متون دینى‏ارائه گردد، آن‏گاه موضوع اصلى مورد بررسى قرار گیرد.

ادامه مطلب ...

الگوهای خدمتگذاری

الگوهای خدمتگذاری



1 در سالی که با پیشنهاد مقام معظم رهبری مد ظله العالی، «سال نهضت خدمت‏رسانی» نام گرفته است، بر آن شدیم تا الگوهای خدمتگزاری را معرفی کنیم. باشد که با نقل خاطراتی از زندگی آنان، سرمشقهایی زنده فرا روی همه متولیان و مسئولان در هر پست و مقامی قرار دهیم.

در این شماره خاطراتی از زندگی تیمسار سرلشکر خلبان، شهید عباسی بابایی را مرور می‏کنیم.

صبح با دیدن بابایی شرمنده شدیم

«کارمند، آینه‏ساز»- در سال 64 به من مأموریت داده شد تا مقداری وسایل را به قرارگاه رعد ببرم و تحویل سرهنگ بابایی بدهم. تا آن زمان من و دوستانم سرهنگ بابایی را ندیده بودیم و فقط می‏دانستیم که ایشان پست معاونت عملیات نیروی هوایی را عهده‏دار هستند. ساعتهای آخر شب بود که به قرارگاه رعد رسیدیم. با ورودمان به قرارگاه برادری را، که لباس بسیجی به تن داشت و سرش را هم ماشین کرده بود دیدیم. او ضمن خوش آمدگویی از ما پرسید:

ـ شام خورده‏اید؟

گفتم:

ـ خیر.

ادامه مطلب ...

الگوهای خدمتگذاری

الگوهای خدمتگذاری



«خدمتگزاری» فلسفه «کارگزاری»

آزادی از قید و بند غیر خدا تحفه‏ای الهی است؛1 اما مردم از آن رو «حکومت» و سلطه دیگران را بر خود می‏پذیرند که حاکمان می‏توانند در تعاملات انسانی، نظم و عدالت را بر جامعه مستولی سازند و با برچیدن دامنِ فزون خواهان و احقاق حقوق مظلومان، بستر لازم را برای زندگی توأم با کرامت انسانی فراهم سازند.2 به بیانی دیگر مردم به آن امید به پذیرش نظامهای حکومتی ـ که محدود کننده آزادی آنهاست ـ سوق پیدا می‏کنند، که «حاکمان»، «خادمان ملت» در مسیر بازگرداندن حقوق آنان باشند.3 و البته در نظامهای اسلامی دامنه این خدمتگزاری علاوه بر حقوق دنیایی، حقوق معنوی و دینی را هم شامل می‏شود و حاکمان، وظیفه دارند در هر دو جبهه، خادم مردم و حافظ منافع آنان باشند. این فلسفه برای حکومت، آموزه‏ای نبوی و علوی است. به یاد آوریم این سخن امام علی علیه‏السلام را که فرمود: «اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذی کانَ مِنّا مُنافَسَةً فی سُلْطانٍ وَلا الْتِماسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلکِنْ لِنَرِدَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فی بِلادِکَ فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ وَتُقامَ الْمَعَطَّلَةُ مِنْ حدُودِکَ4؛

خدایا، تو می‏دانی آنچه از ما صادر شد (اقدام برای حکومت) به خاطر رغبت در حکومت یا به دست آوردن مال دنیا نیست؛ بلکه برای این است که نشانه‏های دین تو را باز گردانیم و اصلاح را در شهرهایت اشکار سازیم تا بندگان ستم‏دیده‏ات امنیت یابند و مقرّرات فراموش شده‏ات، اجرا شود.»

ادامه مطلب ...