مزرعه چاپارل

همه چیز و هیچ چیز

مزرعه چاپارل

همه چیز و هیچ چیز

تواضع و فروتنى (3)

تواضع و فروتنى (3)



آداب و اخلاق اهل علم(12)

در مقاله هاى پیشین از تواضع در برابر خدا و خلق خدا سخن گفتیم و ارزش و اقسام آن را نیز بررسى کردیم. اکنون براى تکمیل آن مباحث اشاره اى داریم به برخى از آثار و ره آوردهاى تواضع.

بى شک روحیه تواضع و فرهنگ فروتنى چه در برابر خداوند و چه در برابر بندگان او از زیباترین جلوه هاى آداب معاشرت است. هنگامى که تمامى افراد جامعه روابط خود را بر اساس فروتنى بنا نهند حیات طیّبه رخ خواهد نمود و بهره هاى فراوانى نصیب افراد متواضع خواهد شد از جمله:

1. بزرگى و ارجمندى

تواضع و فروتنى بر خلاف تصور متکبران نه تنها سبب کوچک شدن انسان نمى شود بلکه بر قدر و منزلت وى نیز مى افزاید و موجب رفعت و بلندى مقام وى مى گردد. انسان متواضع همچون زمین فروافتاده اى است که قطرات باران از هرسو بدان جا سرازیر مى شود و آن را حاصلخیز و پرثمر مى سازد. کسى که از تواضع سرباز مى زند به سان زمین مرتفع و بلندى است که از دربرگرفتن برکات آب باران محروم است. امیرالمؤمنین على(ع) فرماید:

(المتواضع کالوهدة یجتمع فیها قطرها و قطر غیرها والمتکبر کالرَّبوَةِ لایقرُّ علیها قطرها ولاقطر غیرها.1)

فروتن مانند زمین فرورفته اى است که قطره هاى باران از هرسو در آن گرد مى آیند و متکبر چونان زمین مرتفع و بلندى است که قطره اى باران بر آن نمى ماند.

افتادگى آموز اگر طالب فیضى هرگز نخورد آب زمینى که بلنداست چنین است که طالبان فیض همواره رفعت و بلندى را در کوچکى و افتادگى مى جسته اند و همچون قطره ناچیز باران خود را در دریاى بى کران انسانها کوچک مى دیده اند تا درخور رسیدن به مقامات عالى و کمالات انسانى شوند. از کوبیدن (در نیستى2) و (خردى) بزرگى یابند و افسر کرامت بر سرنهند. برخى به گمان این که تواضع شخصیت آنان را کوچک مى کند و از قدر و منزلت و جاه و جلال آنان مى کاهد از فروتنى دریغ مى ورزند و براى فرونشاندن میل نفسانى خویش خودنمایى متکبرانه رفتار مى کنند. غافل از این که شخصیت تصنعى و کاذب چیزى جز وهم و خیال نیست و پایه آن بسیار پوچ و سست است. خوى نرم و رفتار متواضعانه نه تنها ذرّه اى از بزرگى و منزلت آنان نمى کاهد بلکه حرمت و نفوذى طبیعى به انسان مى بخشد و جامه وقار و ابهت براو مى پوشاند:

(التواضع یکسوک المهابة3)

اساساً راز و رمز بزرگى و عظمت در فروتنى است. کسى که خود را چون شبنمى برخاک افکند رفعت و بزرگى مى یابد:

ادامه مطلب ...

تواضع و فروتنى (2)

تواضع و فروتنى (2)



آداب و اخلاق اهل علم(11)

در بخش نخست این نوشتار از مفهوم تواضع و ارزش و اهمیّت آن سخن گفتیم وحد و مرز و رابطه آن را با تکبر چاپلوسى ذلّت... بررسى کردیم. اکنون اقسام تواضع را بررسى مى کنیم:

1 . تواضع در برابر خدا و قانون

اساس بسیارى از کمالات تواضع و افتادگى است و روح تواضع نیز بندگى و کرنش در برابر خداوند است. تابندگى و انقیاد پروردگار نباشد مراحل دیگر فروتنى ممکن نمى گردد. انسان باید رابطه خود را با خدا به گونه اى تنظیم کند که تمامى اعمال و رفتارش رنگ عبودیّت و تسلیم بگیرد و پیوسته خود را در برابر قدرتى لایتناهى و عظمتى بى کران مشاهده نماید. براساس این اعتقاد و باور درونى آنچنان خاکسار و فروتن باشد که جز تسلیم و سرسپردگى در مقابل خداوند و اطاعت از قانون الهى و پایبندى به مقررات و حدود شرعى اندیشه دیگرى او را به خود مشغول ندارد. با چنین دیدى انسان در برابر خداوند همچون قطره اى در برابر دریاى بى کران احساس حقارت و فروتنى مى کند و هیچ گاه گرفتار غرور و تکبر نمى گردد. امام صادق(ع) فرمود:

(اصل التواضع من جلال الله وهیبته وعظمته ولیس لله عزّوجل عبادة یقبلها و یرضاها الاّ وبابها التواضع. ولایعرف ما فى معنى حقیقة التواضع الاّ المقرّبون المستقلّین [المتصلون] بوحدانیته).1 اصل و اساس تواضع عزت و بزرگى خدا را به یادآوردن و خود را ناچیز شمردن است. هیچ پرستشى مقبول درگاه او نیست جز آنچه از روى فروتنى باشد.

به ارزش و حقیقت تواضع راه نمى یابند مگر مقربین آنان که به توحید و یکتایى خداوند پى برده اند.

تواضع کشتزار خوف2 و خشیت الهى است. این صفات جز در دلهاى فروتن نمى رویند و در غیر آن رشد نمى کنند. از این روى فرهنگ فروتنى و مهر باید آهنگ ارتباط انسان با خدا در همه زمینه ها باشد.

تواضع در برابر خداوند نمودهاى فراوانى دارد که در این جا به ذکر چند مورد مهمّ که در روایات بدانها اشاره شده است بسنده مى کنیم:

ادامه مطلب ...

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنی



نویسنده: محمد محمّدی اشتهاردی

پیش سخن :

کرامت و شرافت انسان به ارزش‏های وجودی او بستگی دارد، ارزش هایی که جانشین ضد ارزش‏ها گردد؛ به عبارت دیگر سیادت و آقایی انسان با پرهیز از رذایل و تحصیل فضایل به دست می‏آید.

این مطلب در قرآن به عنوان هدف از آمدن پیامبران از طرف خدا، با تعبیر «تزکیه و تعلیم» بیان شده است. و این مطلب همان ترک رذایل و کسب فضایل است که از آن در علم اخلاق، به «تخلیه و تحلیه» تعبیر می‏شود؛ یعنی نخست باید خود را از هر گونه ملکات و حالت‏های انحرافی و گمراه کننده و گناه، تخلیه و پاک کرد و سپس، با زیورهای فضایل و ارزش‏های والای الهی و انسانی آراست. چنان که این مطلب در آیه 129سوره بقره، و آیه 2 سوره جمعه آمده است:

«هو الذی بعث فی الامیّین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة» خداوند کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‏خواند و آنها را تزکیه (پاک سازی) می‏کند و به آن‏ها کتاب و حکمت می‏آموزد.

به عنوان مثال، دو باغ را در نظر بگیرید. یکی بر اثر نامساعد بودن زمین و فضای آن، پر از علف‏های هرزه و مزاحم است و آثار و ثمری جز آفت‏های گوناگون ندارد ؛ روشن است که چنین باغی بی ارزش است و وجودش مایه نکبت و رنج و آزار خواهد بود. به عکس، باغ دیگری را در نظر بگیرید که از نظر زمین و فضا و سایر ویژگی‏ها، ممتاز و شاداب بوده و دارای گل‏های رنگارنگ و میوه‏های مختلف است، و آفت‏ها و علف‏های هرزه از آن دور بوده و وجودش موجب بهره‏های فراوان و برکات سرشار است.

انسان منهای ارزش‏ها ـ که در ضد ارزش‏ها غوطه ور است ـ همانند باغ نخست است که نام باغ را دارد، ولی در حقیقت شوره زاری بیش نیست. به عکس، انسانی که در صراط پرهیز از رذایل و تحصیل فضایل گام برمی دارد، همچون باغ دوم است که وجودش مایه برکات و آثار درخشان است. بر همین اساس مولانا می‏گوید:

ادامه مطلب ...

تنبیه بدنى کودکان و راه حل‏هاى جایگزین

تنبیه بدنى کودکان و راه حل‏هاى جایگزین


فرض الله قلى زاده کلان

وقتى سخن از«تنبیه‏» به میان مى‏آید، در اکثر ذهن‏ها، «انضباط‏» متبلور مى‏شود و در نتیجه‏برخى تنبیه را با انضباط و اطاعت کورکورانه مترادف مى‏دانند. بعضى افراد معتقدندکه انضباط در سایه اطاعت کورکورانه به دست مى‏آید و منضبط کسى است که بدون اظهارنظرى، دستور مافوق خود را اجرا نماید. کسانى که این گونه فکر مى‏کنند، چند فرض‏را قبول کرده‏اند که:

1- مافوق هیچ وقت اشتباه نمى‏کند و دستورهاى او همیشه با صلاح و صواب همراه است.

بنابراین، زیردستان بدون چون و چرا باید از وى اطاعت کنند;

2- افرادى که تحت‏سرپرستى یک نفر قرار دارند، معمولا از لحاظ فهم و درک ضعیفند، روى این اصل، صلاح‏و صرفه ایشان در این است که دستورهاى سرپرست را بدون این که درباره آنها بحث‏کنند، به اجرا درآورند;

3- اطاعت کورکورانه، پیشرفت و نتیجه کار را بهتر مى‏سازدو امور را تحت نظم و قاعده معین درمى‏آورد. (1)

متاسفانه این فرض‏ها را بسیارى از والدین و مربیان پذیرفته‏اند و فکر مى‏کنندکه اگر کودک از آنها اطاعت محض کند، خوشبخت‏خواهد شد و بنابراین، زمانى که کودک‏از دستور آنان سرپیچى مى‏کند، او را تنبیه مى‏کنند تا طبق نظر آنها رفتار کند.

این گروه معتقدند: ترس از تنبیه، کودک را به اجراى وظایف معین وامى‏دارد ومانع از این مى‏شود که او به انجام کارى که مخالف مقررات است، مبادرت ورزد.

تنبیه اثر فورى دارد و کودک را از ادامه تخلف باز مى‏دارد.

چنین والدین و مربیانى غافلند که اطاعت و انضباطى که از راه تنبیه حاصل شود،موجب اضمحلال و نابودى حس ابتکار کودک مى‏گردد. نیروى کنجکاوى دیگر رشد نمى‏یابد.

ادامه مطلب ...

تنبیه از دیدگاه اسلامی

تنبیه از دیدگاه اسلامی



نویسنده: حسینی‏زاده

آیا تنبیه یک روش تربیتی است؟ کارایی آن در چه سطحی است؟ شرایط استفاده از آن چیست؟ چه کسانی اجازه اعمال آن را دارند؟ اسلام در این زمینه چه می‏گوید؟ روانشناسان و مربیان تربیتی چه می‏گویند؟ اینها و پرسشهایی از این دست، پرسشهایی است که در محافل تربیتی زیاد مطرح است. چنین مشهور و معروف شده که تنبیه از نظر روانشناسان، به دلیل اثرات منفی که از خود برجای می‏گذارد مطرود و ممنوع است و باید از آن اجتناب کرد. اما بیشتر دانشمندان و علمای اسلامی تنبیه را از نظر اسلام جایز دانسته و برای آن شرایط و حدودی را تعیین می‏کنند. در مورد تنبیه در اسلام بحثهای مختصری از سوی برخی از دانشگاهیان صورت گرفته است که معمولاً به ذکر نظرات و فتوای برخی از فقها اکتفا نموده و تفحص کمتری در روایت شده است. از سوی دیگر فقهای اسلامی نیز معمولاً به بیان حکم فقهی مسأله اکتفا کرده و به جنبه‏های تربیتی و اخلاقی مسأله و کم و کیف تنبیه در روایات کمتر وارد شده‏اند. از آنجایی که روشن شدن این بحث، بویژه از نظر اسلام، در محافل تربیتی از اهمیت خاصی برخوردار است برآنیم تا در روایاتی که در این زمینه وارد شده است جستجوی بیشتری نموده و به سؤالات بالا از منظر اسلام پاسخ گوئیم. در پایان نیز اشاره‏ای به نظر برخی از روانشناسان و مربیان تربیتی خواهیم داشت تا نشان دهیم که نظر روانشناسان و مربیان تربیتی چه مقدار با نظر اسلام هماهنگ است.

تنبیه در لغت به معنای آگاهانیدن، بیدار کردن، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است.1 و در اصطلاح به عملی گفته می‏شود که لازمه آن آگاه و هوشیار کردن باشد و دست کم به سه معنا بکار رفته است:

ادامه مطلب ...

تنبیه از دیدگاه اسلامى

تنبیه از دیدگاه اسلامى



حسینى‏زاده

عضو دفتر همکارى حوزه و دانشگاه

آیا تنبیه یک روش تربیتى است؟ کارایى آن در چه‏سطحى است؟ شرایط استفاده از آن چیست؟ چه کسانى‏اجازه اعمال آن را دارند؟ اسلام در این زمینه چه‏مى‏گوید؟ روانشناسان و مربیان تربیتى چه مى‏گویند؟ اینهاو پرسشهایى از این دست، پرسشهایى است که در محافل‏تربیتى زیاد مطرح است. چنین مشهور و معروف شده که‏تنبیه از نظر روانشناسان، به دلیل اثرات منفى که از خودبرجاى مى‏گذارد مطرود و ممنوع است و باید از آن‏اجتناب کرد. اما بیشتر دانشمندان و علماى اسلامى تنبیه رااز نظر اسلام جایز دانسته و براى آن شرایط و حدودى راتعیین مى‏کنند. در مورد تنبیه در اسلام بحثهاى مختصرى‏از سوى برخى از دانشگاهیان صورت گرفته است که‏معمولا به ذکر نظرات و فتواى برخى از فقها اکتفا نموده وتفحص کمترى در روایت‏شده است. از سوى دیگرفقهاى اسلامى نیز معمولا به بیان حکم فقهى مساله اکتفاکرده و به جنبه‏هاى تربیتى و اخلاقى مساله و کم و کیف‏تنبیه در روایات کمتر وارد شده‏اند. از آنجایى که روشن‏شدن این بحث، بویژه از نظر اسلام، در محافل تربیتى ازاهمیت‏خاصى برخوردار است‏برآنیم تا در روایاتى که دراین زمینه وارد شده است جستجوى بیشترى نموده و به‏سؤالات بالا از منظر اسلام پاسخ گوئیم. در پایان نیزاشاره‏اى به نظر برخى از روانشناسان و مربیان تربیتى‏خواهیم داشت تا نشان دهیم که نظر روانشناسان و مربیان‏تربیتى چه مقدار با نظر اسلام هماهنگ است.

تنبیه در لغت‏به معناى آگاهانیدن، بیدار کردن، واقف‏گردانیدن به چیزى و آگاه و هوشیار کردن آمده است. (1) ودر اصطلاح به عملى گفته مى‏شود که لازمه آن آگاه وهوشیار کردن باشد و دست کم به سه معنا بکار رفته است:

ادامه مطلب ...

تقلید از الگوها

تقلید از الگوها



آسیب‏شناسى و راه‏کارهاى آسیب‏زدایى

حسین مهدیزاده

مقاله حاضر مى‏کوشد به دو پرسش پاسخ دهد: اوّل این‏که، مهم‏ترین اشتباهات و آفات تقلید از الگوها چه چیزهایى هستند؟ و دوم این‏که، مهم‏ترین راه‏کارهاى پیش‏گیرى و حذف این اشتباهات و آفات کدامند؟

مبحث اول. اشتباهات و آفات تقلید از الگوها

از نظر آموزه‏هاى اسلامى، هدف اصلى تقلید و پى‏روى از الگوها (1) دست‏یابى به حق و حقیقت از طریق رشد و تعالى فکرى و معرفتى است. متون متعددى از قرآن و حدیث اثبات کننده مدعاى مزبور است که برخى از آن‏ها عبارتند از:

«أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهدی إِلاّ أَنْ یُهْدى فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ» (یونس: 35)؛ آیا آن‏که خلق را به راه حق رهبرى مى‏کند به پى‏روى سزاوارتر است یا آن‏که هدایت نمى‏کند، مگر آن‏که خود هدایت شود؟ پس شما مشرکان را چه شده است؛ چگونه چنین قضاوت مى‏کنید؟

در روایتى نیز این‏گونه نقل شده است: «انسان کامل و خوب کسى است که هواى نفس خود را تابع امر خداوند قرار دهد و نیروهایش را در راه رضایت خدا صرف کند، ذلّت و خوارى همراه با حق را از عزّت در راه باطل، به دست‏یابى عزّت ابدى نزدیک‏تر بداند. پس چنین انسانى بهترین انسان است. پس به او تمسّک جویید و به راه و روش او اقتدا کنید.» (2)

حضرت موسى علیه‏السلام نیز در مواجهه با حضرت خضر علیه‏السلام هدف از پى‏روى خود از خضر را برخوردار شدن از آموزش و تعلیم همراه با رشد و تعالى ذکر مى‏کند: «قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْدا» (کهف: 66)

حال که آشکار گشت هدف اصلى تقلید مطلوب از دیدگاه آموزه‏هاى اسلامى، دست‏یابى به حق و حقیقت است، مى‏توان گفت: حق‏محورى در تمام تقلیدها پیش‏فرضى اساسى است، ولى گاهى در اثر ارتکاب اشتباهاتى تقلیدها از مسیر حق‏محورى خارج مى‏گردند؛ زیرا هر انسانى طبق نظام ارزشى خود، کمالات را در چیزى مى‏بیند و طبق فطرت کمالجوى خویش، در پى کسانى که واجد آن چیزند، به راه مى‏افتد تا با اقتدا به ایشان، ره به سوى کمال بپیماید. با این حال، چون انتخاب یک الگوى جامع و راستین در گرو سه شناخت و آگاهى است، ممکن است سه اشتباه در فرایند اقتدا و تقلید ذیل پیش آیند: شناخت مصداق کمال، شناخت مصداق کامل، شناخت محدوده شایستگى‏هاى الگو. اشتباه در هر یک از سه نوع شناخت یاد شده، ممکن است ما را به اسوه‏هایى نالایق و الگوهایى دروغین رهنمون شود و موجب خسارات عظیم مادى و معنوى گردد. (3)

ادامه مطلب ...