بدانچه در این کارها است بنگرید:
اولین جنگ در تاریخ، جنگ کبر و خودپسندی بود با سجده در مقابل آدم.
امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ در وصیتنامه الهی سیاسی فرمودند:
«با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم.»[2]
این سخن، قاعده بزرگ زندگی عارفان واقعی است و برای رسیدن به قلّه بلند انسانیت، این سخن آشنایی امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ ، معیار و محک زیبایی است که انسانهای موحد عموماً و شیعیان خصوصاً، خود را در معرض امتحان الهی ببینند و اعمال خود را مورد سنجش قرار دهند.
بهترین راه آزمایش و امتحان این است که: هر کس، پیش وجدان خویش، ببیند به این آرامش و اطمینان قلبی رسیده است یا خیر؟! اگر نرسیده است چه باید بکند؟
سجدهگاه، نردبان صعود است به سوی انسانیت. برای دست یازیدن به این آمادگی و آوازه بلند، باید از قرارگاه و بندرگاه «سجدهگاه» گذر کرد.
تا زمانی که در سجدهگاه، به تمرین آرامش الهی دست نزند، آمادگی و به دنبال آن آوازه آرمانی به دست نخواهد آمد.
راه تمام آرمانها و ارزشها، از سجدهگاه میگذرد.
ادامه مطلب ...نویسنده: سلاحتین پارلادیر
ترجمه: محمد احسانى
این نوشتار ترجمهاى است از مقاله تربیتى که در فصلنامه تعلیم و تربیت اسلامى دانشکده اسلامى کمبریج انگلستان نوشته شده است. نویسنده مقاله که خود عرب تبار است، سعى کرده تأثیرات دو نهاد دین و خانواده را بر تعلیم و تربیت کودک نشان دهد. و بدین منظور، مقایسهاى بین تربیت کودک در دوره پیش از اسلام و پس از آن انجام داده است و دستورات پیامبراکرم صلىاللهعلیهوآله در زمینه توجه به پرورش کودکان را بسیار برجسته و مهم جلوه داده است. از رفتار آن حضرت با کودکان به خصوص نوههاى ایشان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در اثبات این مهم کمک گرفته است. سرانجام، رفتار محبتآمیز والدین در محیط خانواده نسبت به تربیت فرزندان و پرورش روحى و عاطفى آنان مهم تلقى کرده و در اثبات آن، در سیره نبوى مدد جسته و بر علم تبعیض بین فرزندان تأکید نموده است. ضمن تشکر از جناب حجةالاسلام آقاى دکتر شاملى، که این مقاله را از نظر ترجمه و محتوا مورد بررسى قرار دادند، باهم این مقاله را مىخوانیم.
مهمترین نکتهاى که توجه ما را به رابطه دین و خانواده جلب مىکند آن است که باورها و احساسات دینى طى دوره کودکى، در محیط صمیمى و منظّم خانواده شکل مىگیرد و پرورش مىیابد، به گونهاى که دیدگاه کودک را نسبت به زندگى و رفتار آینده تحت تأثیر قرار مىدهد. علاوه براین، باید روشن کرد که اسلام معیارهاى مهمى را براى تشکیل زندگى خانوادگى مبتنى بر بنیادهاى سالم و نیز ایجاد فضاى معنوى، که کودک اولین تأثّرات شخصیتساز را از آن فضا دریافت مىدارد، در نظر گرفته است. این رابطه را مىتوان به شرح ذیل تبیین کرد:
ادامه مطلب ...نقش «حرمت خود»
در رفتار کمک خواهى دانش آموزان
دکتر مهرانگیز شعاع کاظمى
مقدّمه
دانش آموزان در دوران تحصیل خود با مشکلاتى روبه رو مى شوند که نمى توانند به تنهایى آن ها را حل کنند و گاهى اوقات خود را در رفع این مشکلات ناکارآمد مى دانند. (روزن، 1983) در چنین مواقعى برخى از آنان از دیگران کمک مى گیرند و برخى دیگر از دریافت کمک اجتناب مىورزند. کمک خواهى دانش آموزان ممکن است از منابع رسمى یا غیررسمى باشد. در کمک خواهى رسمى، دانش آموزان از معلم، مشاور یا دست اندرکاران مدرسه کمک مى گیرند. اما در کمک خواهى غیررسمى، بیشتر از دوستان، همسالان یا همکلاسى ها کمک مى گیرند. به طور کلى، در کمک خواهى، فعالیت هاى دیگران نقش اساسى در بهبود عملکرد دانش آموزان دارند و با راهنمایى و کمک آن هاست که دانش آموزان به یادگیرى خود نظم مى دهند. 1
بیان مسئله
تحقیقات گوناگون نشان داده است که دانش آموزان به هنگام مواجه شدن با عملکرد تحصیلى ضعیف وقتى نتوانند مشکل تحصیلى خود را به تنهایى حل کنند احساس ناکارآمدى مى کنند، ولى صرفاً تشخیص ناکارآمدى به رفتار جبرانى منجر نمى شود; بدین معنا که برخى از آنان هیچ گاه براى رفع مشکل خود درخواست کمک نمى کنند. بنابراین، پژوهش گران به بررسى عوامل مختلفى پرداخته اند که از کمک خواهى دانش آموزان به هنگام نیاز جلوگیرى مى کنند.
«حرمت خود» 2 به عنوان یکى از عوامل مؤثر در این زمینه مى باشد. (روزن، 1983 و نپ، 1988) در خصوص رابطه بین کمک خواهى و حرمت خود دو فرضیه ارائه شده است:
ادامه مطلب ...نقش آموزش عالی و ترسیم هویّت دانشجویی
سیدحسین حسینی
1. اهمیت فرهنگ و نقش نظام آموزش عالی
الف. فرهنگ و توسعه
امروزه یکی از شاخصه های کشورهای در حال توسعه را مسئله «فرهنگ» و به ویژه نقش نظام آموزش عالی در آن می دانند. فرهنگ و میزان و سطح ارتقای آن، معیاری برای توسعه یافتگی به حساب می آید و در این زمینه، سخن از نقش نظام آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان مهم فرهنگ ساز است.
نه تنها کشورهای در حال توسعه بلکه هر کشور و جامعه ای در دنیای جدید نمی تواند از تأثیر مهم فرهنگ در رشد و پیشرفت جوامع دور باشد. 1
ب. فرهنگ و تمدّن
از سوی دیگر، نباید از تأثیر مهم فرهنگ در تمدّن سازی نیز غفلت ورزید. هر تمدّنی برای پایداری خود نیازمند فرهنگ سازی است; چرا که بدون عنصر فرهنگ یکی از اصلی ترین شالوده های تمدّن بشری استوار نخواهد شد. بی تردید، از آن رو که نظام آموزش عالی
نیز یکی از ارکان مهم فرهنگی و جزئی از آن به حساب می آید، باید به نقش کلیدی آن در تمدّن سازی توجه ویژه داشت.
ادامه مطلب ...نقد ملاکهاى سلامت و بیمارى در نظریه روان تحلیلگرى فروید
على ابوترابى
اشاره
نظریه روان تحلیلگرى فروید به عنوان یکى از شاخصترین رویکردها و مکاتب روانشناسى و در ضمن از جنجال برانگیزترین آنها به شمار مىآید. نظریهپرداز این مکتب یعنى فروید، علىرغم اینکه یک روانشناس بود، در تدوین نظریه روانشناختى خود سبکى فلسفى و مشیى فیلسوفانه برگزیده است و این ویژگى رویکرد فروید، سبب نقدهاى فراوانى بر این نظریه شده است.
آنچه ما در این مقال به بررسى و نقد آن مىپردازیم، بحث ماهیّت ملاکهاى بهنجارى و نابهنجارى و زمینههاى مرتبط با آن، در رویکرد روان تحلیلگرى است که سعى مىشود از تکرار برخى نظریات مشهور فروید خوددارى شده و در حد لازم به نقد آنها پرداخته شود.
البته، این نقد به معنى ابطال و یا ردّ تمامى نظریه روان تحلیلگرى نیست، زیرا این رویکرد توانسته است یافتهها و دادههایى را در مورد ویژگىهاى روانشناختى انسان به دنیاى علم و دانش تقدیم نماید که پیش از آن، اندیشمندان یا اصل آن را مطرح نکرده بودند و یا کمتر به آن پرداخته بودند. هرچند پیروان فروید نیز برخى گفتههاى وى را نقد و بعضى اشتباهات وى را تصحیح نمودهاند، اما چنین امرى خلأ نقد و بررسى بیشتر این مکتب بحث برانگیز را پر نخواهد کرد.
نقد و بررسى روانشناسى روان تحلیلگرى در مورد ماهیت بهنجارى و ملاکهاى آن
پیش از آن که یافتهها و نظریات فروید مورد نقد و بررسى قرار گیرد، روش تحقیق آن محل تردید و سؤال است. در حقیقت، فروید در بررسى بیماران روانى از روش خاص که ترکیبى از تحلیل و تجربه بوده، بهره جسته است. اما آنچه فروید در زمینه ملاک بهنجارى و یا شناخت انسان مطرح کرده، مبتنى بر روشى است که نه از نظر تجربى قابل آزمایش است و نه از پشتوانه روش تعقّلى برخوردار است. البته، از این حقیقت نیز نباید غفلت کرد که فروید، به ویژه آنچه را که در زمینه انسانشناسى، نیازها و انگیزشهاى انسان مطرح کرده است، تا حدّ قابل توجهى برگرفته از آراى فلاسفه پیشیناست. موضوعاتى همچون استیلاىمنفعت شخصى بر انگیزشهاى انسانى واصالتلذّتنمونههایىازاینباب است.(1)
ادامه مطلب ...نظریه «اِسناد»
الگویى براى تبیین علل رفتارهاى میان فردى
مجید ستودهنیا
مقدّمه
زندگى اجتماعى امروزه آکنده از روابط اجتماعى و تعاملات میان فردى است. ما بیشتر ساعات بیدارى خود را در تعامل با دیگران مىگذرانیم و نیازهاى فردى و جمعى خود را از همین روابط تأمین مىکنیم. طبیعت اجتماعى انسان او را بر آن داشته تا به زندگى جمعى روى آورد و جوامع گسترده و متنوع امروزى را ایجاد کند. کانون شکلگیرى این جوامع را باید در تعاملات اجتماعى جستوجو کرد.
از گذشتههاى بسیار دور، درک رفتار اجتماعى انسان از اشتغالات عمده فلاسفه، هنرمندان و عوام بوده است. در دوران باستان، فلاسفهاى همچون افلاطون و ارسطو به چنین سؤالاتى توجه وافرى مبذول داشتهاند: زندگى اجتماعى چگونه امکانپذیر مىشود؟ چگونه افراد جامعه که هر یک داراى خصوصیاتى منحصر به فردند مىتوانند زندگى اجتماعى موفقى با یکدیگر داشته باشند؟ حکومتى که بتواند همزیستىِ اجتماعى مسالمتآمیزى را فراهم نماید باید از چه ویژگىهایى برخوردار باشد؟ امروزه اینگونه مسائل به شکلى بىسابقه موضوع مطالعه و مورد دقت قرار گرفته است. به راستى چرا توجه به نحوه تعامل مردم با یکدیگر روبه افزایش است؟ زمانه ما از نظر امکانات تعاملى چه تفاوتى با دورههاى پیشین دارد؟
ادامه مطلب ...دکتر سید علىاکبر حسینى
تعلیم و تربیت همانند بسیارى از دانشها به مثابه یک نظام است؛ بدین معنا که اجزا و عناصرى خاص و متناسب با خود دارد که باید شناسایى و بررسى دقیق شوند. در این نوشتار، پس از بحث از روشها و پرداختن به برخى از سؤالهاى مقدّماتى، از چند تعریف متداول سخن به میان آمده است. پس از آن، به مفاهیم کلیدى نظام تربیتى توجه شده است، بدین امید که چنین موضوع با اهمیتى ذهن عالمان و اندیشمندان را به خود معطوف دارد و بر غناى آن افزوده شود.
1. فهرست کردن مسائل عارى از هرگونه طبقهبندى قبلى؛ در این روش، از اصل «فیضان ذهنى» پىروى مىشود و همه آنچه به ذهن مىآید یادداشت مىگردد. پس از تکمیل و انجام کار، طبقهبندى صورت مىگیرد.
2. شناسایى مفاهیم کلیدى در مرحله اول و تعیین و تشخیص مسائل برحسب آن در مرحله دوم؛ در این روش و روشهاى دیگر که در ذیل مىآیند، به نوعى طبقهبندى اقدام شده است.
3. تعیین و بیان مسائل با توجه به شیوههاى متناسب در پاسخگویى بدانها؛ از آنرو که در تعلیم و تربیت سؤالهایى مطرح مىشوند که از نظر ماهوى بایکدیگر فرق دارند و روش پاسخگویى به آنها تابعى از سؤالها خواهد بود. در این صورت، مىتوان مسائل را برحسب این روش طبقهبندى نمود. در یک جمعبندى کلى، این شیوهها را مىتوان در سه مقوله فلسفى، مذهبى و علمى ـ تجربى خلاصه نمود.
4. تشخیص مسائل طبق آن دسته از دروس اختصاصى که در برنامههاى دانشکدههاى علوم تربیتى گنجانده شدهاند.
5. بررسى و تحلیل کتب و مقالاتى که تحت همین عنوان و یا عناوین مشابه چاپ و نشر یافتهاند.
ادامه مطلب ...