مزرعه چاپارل

همه چیز و هیچ چیز

مزرعه چاپارل

همه چیز و هیچ چیز

دستور العمل اخلاقى از عالم نامور آیة العظمى شهید سید محمد باقر ص

دستور العمل اخلاقى از عالم نامور آیة العظمى شهید سید محمد باقر صدر



عبدالرّضا ایزدپناه

در بیست و پنجم ذى قعده 1353هـ.ق. در جوار جدش موسى بن جعفر(ع) کاظمین دیده به جهان گشود. در دامن مادرى پارسا و دین شناس فرزند شیخ عبدالحسین آل یاسین عالم برجسته و نامور عراق بالید و پرورید.

پدرش سید حیدر صدر که به اجتهاد و تقوا زبان زد بود از همان کوچکى به استعدادهاى او جهت بخشید و تا چهارده سالگى او که دار فانى را وداع کرد از سیّد محمدباقر عالمى به علم و تقوا بزرگ و به سن و سال خرد بساخت.

از همان کوچکى در دید مردم جلوه کرد و در محافل علمى نمایى از نبوغ خود را نمود. پس از پدر برادرش سیّد اسماعیل صدر که خود عالمى فرهیخته و پارسا بود مربّى و مرشد او شد و راه و رسم خداترسى بهره ورى از عمر شناخت خود و مسؤولیّتهایى که بر دوش عالم دینى است به او بیاموخت. به زودى دروس سطح را پشت سر نهاد و در اوان دومین دهه عمرش به همراه استاد برادرش به نجف هجرت کرد و در درس خارج دایى اش فقیه بلند مرتبه شیخ محمدرضا آل یاسین

شرکت جست. نبوغ و هوشمندى وى در این محضر آشکار شد به گونه اى که دیدگاههاى او مورد توجه اساتید و بزرگان قرار گرفت.

او با این که متّکى به نفس بود و در ابراز نظر صریح از آن دست کسانى نبود که نبوغشان زمین گیرشان مى کند و تواناییهاشان آنها را مى فریبد. در نبوغ و تواناییهاى خود به نیکى بهره جست و در دوران تحصیل دانش پژوهى جدّى و سخت کوش و نستوه بود. 16 ساعت از روز را به گونه اى پیوسته تحصیل مى کرد.

او از مادر و پدر و برادرش بیاموخت که تلاش بدون تقوا رهزن است. کوشش و نستوهى را با امداد از اجداد طاهرین خود قرین کرد و از فیوضات امیرالمؤمنین(ع) بهره مند مى شد. ساعتى به حرم مى رفت به تفکّر مى پرداخت و دانسته هایش را مرور مى کرد.

گویند (چند روزى [رفتن به زیارت حضرت امیر(ع)] ترک شد. با این که کسى در جریان نبود مادرش حضرت امیر(ع) را خواب دید که فرمود: به باقر بگو: چرا درسى را که پیش ما گرفتى رها کرد.)

او به فراگیرى دانشهاى رایج حوزه بسنده نکرد در کنار آن به دانشهاى نو نیز روى آورد و در آن عرصه هم مهارتى ویژه یافت.

آنچه براى او مهم بود فهم علم بود شرکت درازمدت در درسها را ملاک نمى دانست; از این روى بیش از 16 تا 18 سال تحصیل او به درازا نجامید و پس از این مدّت در سال1378هـ.ق. در بیست وپنج سالگى تدریس خارج اصول را آغاز کرد. گرچه دوره اول خارج اصول او به درازا کشید ولى در پى راهى بود که طالب علم را زودتر به اجتهاد برساند و اهل فن گرداند. در سال 1381هـ.ق. خارج فقه را درحوزه آغاز کرد و نبوغ خود را در طرح مسائل نوپیدا و گشایش آفاق نو نشان داد.

ادامه مطلب ...

درآمدی بر مطالعات انسان شناختی تطبیقی

درآمدی بر مطالعات انسان شناختی تطبیقی



انسان شناسی فلسفی

جعفر مرادی

مقدّمه

هر منظومه معرفتی ـ فرهنگی و حتی دینی که در ارتباط با انسان سخنی برای گفتن دارد، چه آن گاه که می خواهد جهان شناسی ارائه کرده و انسان را به عنوان یک پدیده بررسی کند (مثل انواع جهان شناسی ها و بسیاری از فلسفه ها) و چه آن گاه که مدعی است برای تأمین سعادت دنیوی او (به عنوان فرد یا جمع) برنامه ای ارائه می کند (مثل بسیاری از مکاتب اجتماعی و علوم انسانی و بعضاً مکاتب فلسفی) و چه زمانی که ادعای تأمین سعادت دنیوی و اخروی او را دارد (مثل تمام ادیان آسمانی) و چه هنگامی که مدعی ارائه معرفت ها و دانستنی های بیشتر به انسان است (مثل انواع عرفان ها، انواع علوم تجربی مرتبط با ابعاد انسان و انواع فلسفه ها)، دارای نوعی انسان شناسی در درون خود است. این فرآورده های انسان شناختی ممکن است به عنوان طرحواره ای از انسان و به صورت برنامه ای کامل ارائه گردد (که در برخی ادیان و برخی فلسفه ها چنین است) و نیز احتمال دارد که بدان تصریح نشده باشد ولی با دقت در زیرساخت های مواضع فکری آن منظومه و شالوده سازه های نظری آن، قابل استنتاج و تعریف باشد. به هر روی، هر دو گروه ناگزیر از ارائه تفسیری از انسان هستند و تدقیق و بررسی انسان شناسی های هر یک از منظومه های پیش گفته کار داوری میان توصیه ها (در مجموعه هایی که «باید»های اخلاقی ارائه می کنند) و بینش افزایی ها (در مجموعه هایی که مدعی ارائه معرفت بیشتر در مورد انسان یا امور مربوط به او هستند) را بسیار سهل می کند و این گونه بررسی ها در علم انسان شناسی (عام) انجام می شود.

ادامه مطلب ...

درآمدى بر بحث «بینش»، «گرایش»، «کنش» (1) و آثار متقابل آن‏ها

درآمدى بر بحث «بینش»، «گرایش»، «کنش» (1) و آثار متقابل آن‏ها



حسین جلالى

مقدمه

این سؤال از دیرباز مطرح بوده است که اراده چیست و چگونه پدید مى‏آید؟ چگونه فردى اقدام به کارى مى‏کند و آن را به شدّت دنبال مى‏کند، در مقابل، نسبت به عمل دیگرى هیچ واکنشى از خود نشان نمى‏دهد؟ شاید شما هم افرادى را مشاهده کرده‏اید که مى‏گویند: شخص بى‏اراده‏اى هستم. اراده‏ام ضعیف شده است. مى‏خواهم اراده‏ام را تقویت کنم. گرچه بحث از اراده و پیدایش آن مربوط به علم کلام و فلسفه است و اندیشمندان این حوزه مباحث ارزشمند و مفیدى را در این زمینه ارائه نموده‏اند، ولى شایسته است از منظر روان‏شناختى هم به این مسأله پرداخته شود.

یکى از موضوعات مهم و مورد بحث روان‏شناسى، «رفتار» behavior ) است به طورى که برخى علم روان‏شناسى را رفتارشناسى نامیده‏اند. زیرا، در این علم، رفتار موجود زنده عموما و رفتار انسان خصوصا مورد بررسى قرار مى‏گیرد. در هر موجود زنده دو خاصیت اساسى «ادراک» و «حرکت ارادى» وجود دارد. در انسان نیز به عنوان موجود زنده، این دو خاصیت به صورت گسترده‏تر و پیچیده‏تر و عمیق‏تر وجود دارد: یکى دستگاه ادراک و دیگرى دستگاه اراده. در حوزه ادراک، علم و شناخت دخیل است که به «بینش» تعبیر مى‏شود و در اراده، میل، رغبت و انگیزش نقش دارد که به «گرایش» تعریف مى‏شود. این دو عامل اساسى، یعنى «بینش» و «گرایش» موجب پیدایش «کنش» یعنى رفتار مى‏شود.

بینش + گرایش = کنش

شناخت + رغبت = رفتار

بنابراین، شناخت به تنهایى نمى‏تواند رفتارى را ایجاد کند، چه بسا انسان مى‏داند که رفتارى مفید است با آن‏که به آن علم دارد، ولى برخلاف آن عمل مى‏کند. مثال روشن آن، علم به مضرّات سیگار است. با آن‏که ضررهاى زیادى براى سیگار نقل شده است و با تجربه به اثبات رسیده است، على‏رغم علم به ضرر و زیان سیگار، عده‏اى به آن مبتلا هستند. چه بسا، پزشکانى که بیماران خود را از استعمال آن منعمى‏کنند، با این وجود خود مبتلا به آن هستند. این مثال، گویاى آن است که رفتارها تنها معلول ادراک و شناخت نیستند. علاوه بر شناخت، نیروى دیگرى به نام انگیزش و هیجانات وجود دارد که عامل آن احساسات و عواطف است.

ادامه مطلب ...

خودشناسی ضروری‏ترین نیاز زن «قسمت دوم»

خودشناسی ضروری‏ترین نیاز زن «قسمت دوم»




منصوره فرخ‏زاده

در شماره قبل مهمترین خصوصیت روح زن را که دگرخواهی بود توضیح دادیم. اینک به دومین خصوصیت می‏پردازیم.

2 - تعلّق انفعالات روحی زن به دیگران

از خصوصیات دیگر روح زن این است که انفعالاتش برای دیگران است. همان طوری که در گذشته اشاره کردیم، زن بر خلاف مرد، دیگران را تکیه گاه وجودی خویش قرار می‏دهد، به این خاطر که حساسیت و واکنشی که نسبت به شادیها ودردهای ناشی از دیگران دارد، نسبت به خوشیها و دردهای خودش ندارد؛ تحمل دردهایی که از ناحیه دیگران به او می‏رسد، برایش بمراتب آسانتر از تحمل دردهایی است که به واسطه ایجاد شده‏است؛ از ناراحتیها و گرفتاریهای دیگران، بیشتر غمناک و افسرده می‏شود تا ناراحتیهای خودش.

آن چیزی که موجب تمایز روح زن و مرد می‏شود، همان حساسیت دگرخواهی اوست. خلاصه اینکه، این حس در زن، باعث حساسیت فوق العاده او نسبت به احوال دیگران شده، لذت و دردهای شخصی را در نظرش نابود می‏سازد. بطور یقین می‏توان گفت: آن شادی و لذتی که زن در انجام وظیفه مادری خویش احساس می‏کند، از فطرت و طینت الهی او ناشی می‏شود. هنگامی که زن

دوران شیردهی کودک با زحماتی که دارد، برای مادر یکی از شیرین‏ترین لحظات عمرش محسوب می‏شود.

دارای طفل خردسالی باشد، این لذت به اوج خود می‏رسد، زیرا وجود او لذتهای دیگری برایش به دنبال دارد. بطور مثال، دوران‏شیردهی کودک برای مادر با زحماتی که دارد، یکی از شیرین‏ترین لحظات عمرش محسوب می‏شود. از این رو هنگام سپردن طفل به دیگری (دایه یا مهد کودک ...) با آنکه زحمت زن با این جدایی، کمتر می‏شود اما درد فراق و اضطراب تمام وجودش را در بر می‏گیرد.

زن به منظور پرورش کودک باید دارای نیرویی باشد که بتواند خویشتن را فراموش کرده، به لذتهای شخصی خود، پشت پا زندکه این نیرو را خداوند متعال به وی افاضه کرده است.

ادامه مطلب ...

خودشناسى درون مایه وجدان کارى*

خودشناسى درون مایه وجدان کارى



نویسنده: حجة الاسلام على اکبر بخشى

مقدمه

فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرة الله التى فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکنّ اکثر الناس لایعلمون«حق گرایانه روى خود را به سوى دین کن، همان که سرشت خدایى است،که مردم را به آن سرشته است که هیچ تغییرى در خلقت خدا نیست. این است آیین استوار حق ولکن اکثر مردم از این حقیقت آگاه نیستند.»(روم:30)

چرا بسیارى از کارکنان و مدیران سازمانها، در عین برخوردارى از صفات پسندیده فراوان، خوب کار نمى کنند و گاه مشکل مى آفرینند؟ چرا از انبوه سرمایه ها، امکانات، نیروها، استعدادها و عمر خود به گونه اى نامنظم و غیر مؤثر بهره بردارى مى کنند؟ چرا پایبندى به وظیفه و نقش سازمانى نزد آنها مفهوم نداشته، در عین تراکم نیروى کار، بسیارى از کارها زمین مى ماند؟ و خلاصه، چرا روحیه و نشاط، هدفدارى و مسئولیت، اطمینان و لذت، امنیت و رضایت، کیفیت و معنویت و جدیت و موفقیت; جاى خود را به بیحالى و کسالت، ناامیدى و سرخوردگى، سرگردانى و غفلت، دو دلى و اضطراب، فشار و ملامت و شعار و مادیت مى دهد؟

این مسأله چه علل یا عواملى دارد؟ محیطى، سازمانى، انسانى یا شغلى؟

آیا این عوامل بصورت سلسله مراتبى آشکار مى شوند یا همه در عرض یکدیگر و به یک اندازه امکان بروز دارند؟ با فرض تشخیص علت مسأله، چگونه مى توان وضعیت مطلوب را در سازمان و افراد به گـونه اى تحکیم بخشید که از پویایى، زایندگى و اثر بخشى در درازمدت برخوردار بوده، پشتوانه اى نیـرومند براى نیل به اهداف گردد؟

در این مقاله، به آن سلسله مراتب و ویژگیهاى آن و یا چگونگى طراحى فرایند شکل گیرى و دخالت عوامل متعدد، پرداخته نمى شود. بلکه نخست مفاهیم، موضوعات و مفروضاتى که مبانى نگرشى و اصول اساسى پیام مقاله و تحلیل مسأله را تشکیل مى دهد، تبیین مى گردد و سپس بانگاهى به نقطه عطف و مرکزثقل فرایند مذکور، بحثى بنیادى ارائه مى شود و از آنجا براى یافتن راه حل نهایى مسأله و پاسخ به پرسش اساسى تلاش مى گردد.

ادامه مطلب ...

بررسى مشکلات جوانان(3) تعدیل غریزه جنسى

بررسى مشکلات جوانان(3) تعدیل غریزه جنسى



محمد سبحانى نیا

در شماره پیشین, راه هاى مقابله با انحرافات جنسى را که جنبه پیش گیرى داشت, بررسى کردیم. در این شماره به روش هاى تعدیل غریزه جنسى که جنبه درمانى دارد, مى پردازیم.

1. توجه به کرامت انسانى

یکى از عوامل مهم غلبه بر شهوت, شناخت شأن و منزلت خویش و احیاى شخصیت معنوى است. امام على(ع) مى فرماید: (من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته;1 کسى که نفسش را احترام کرد, شهوت در نظرش پست و کوچک مى شود.)

جوانان به طور طبیعى عزت طلب و ذلت گریزند و در هیچ شرایطى, خوارى و پستى را برنمى تابند. مهم آن است که بى پروایى جنسى به عنوان عامل تباه کننده عزت و شرافت انسانى شناخته شود. اگر کسى بداند که پیروى از شهوات و ارضاى غریزه جنسى به صورت نادرست با آبروریزى و رسوایى همراه است, قطعاً از انجام کارهایى که به شخصیت او آسیب وارد مى کند, خوددارى مى کند. امام على(ع) مى فرماید: (کسى که شرافت ذاتى اش را بشناسد, خود را از پستى شهوت مصون مى دارد)2. از این بیان حکیمانه مى توان چنین نتیجه گرفت که یکى از راه هاى غلبه بر شهوت و حفظ عفت و پاکى مردم به خصوص جوانان, آگاه بودن آنان به شخصیت والاى انسانى و توجه دادن به پیامدهاى ناگوارِ بى بند وبارى جنسى است.

بر این اساس در روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ به ناسازگاریِ تعالیِ روح و روان با آزادى کامل غرایز و شهوات تأکید شده است. امام على(ع) مى فرماید: (کسى که بر نفس خود حاکم شد, شأن و منزلتش بالا گرفت و کسى که نفسش فرمانرواى او شد, قدر و قیمتش کاسته شد).3 دلیلش آن است که هرچند جوان براساس فطرت انسانى خود به سجایاى اخلاقى نظیر راستى و درستى, عدل و انصاف, امانت دارى و وفاى به عهد و غیره تمایل دارد, اما در مقابل, غریزه جنسى نیز یکى از نیرومندترین تمایلات آدمى به شمار مى رود و در صورتى که این خواهش سوزان تعدیل نشود و به صورت خودسر عمل کند, طبیعى است که وجدان اخلاقى و تمایلات انسانى را سرکوب مى کند و براى ارضاى شهوت جنسى, ممکن است به انواع رذایل اخلاقى نظیر دروغ, تهمت, خیانت در امانت, عهدشکنى و جنایت و… دست بزند و به عزت نفس خویش آسیب برساند. امام على(ع) چه زیبا فرموده اند: (کم من لذة دنیّة منعت سنیّ درجات4; چه بسا لذت ناچیزى که آدمى را از نیل به درجات عالى انسانى باز مى دارد.)

ادامه مطلب ...

خودپنداره

خودپنداره



خدیجه اسکندرى نژاد

تعریف «خودپنداره»

هر فرد در ذهن خود، تصویرى از خویشتن دارد; به عبارت دیگر، ارزشیابى کلى فرد از شخصیت خویش را «خودپنداره» یا «خودانگاره» مى نامند. این ارزشیابى ناشى از ارزشیابى هاى ذهنى است که معمولا از ویژگى هاى رفتارى خود به عمل مى آوریم. در نتیجه، خودپندارى ممکن است مثبت یا منفى باشد. 1

مفهوم «خود» به صورت سازمانى دینامیک، نخستین بار به وسیله لکى ( Leckey ) مطرح شد.

به نظر او، رفتار آدمى تظاهر و انگیزه اى است که هدف آن ثبات خود در اوضاع ناپایدار مى باشد.

به طور خلاصه، مى توان گفت: خودپندارى، چارچوبى شناختى است که به واسطه آن به سازمان بندى آنچه درباره خویش مى دانیم، مى پردازیم و اطلاعاتى را که به خود مربوط مى شوند، بر پایه آن پردازش مى کنیم. این قبیل «طرحواره خود» 2 در برگیرنده مؤلّفه هاى خاص نیز مى باشد که در نقش گرایش هاى شخصیت عمل مى کند. سه مورد از این مؤلّفه ها عبارتند از:

تفاوت هاى فردى در شیوه ارزشیابى خود، باور کردن خود براى تلاش در جهت دست یابى به اهداف مطلوب، و علاقه نشان دادن به میزان اثر گذاشتن بر روى دیگران از طریق رفتارهاى خود. 3

ادامه مطلب ...