تاثیر مواد غذایی در استرسها
استرس در زندگیهای امروز اجتنابناپذیر است.گذشته از عوامل محیطی، تغذیه و مواد غذایی هم در کاهش یا افزایش استرس بی تاثیر نیستند.
در واقع یک ماده محرک، ترشح اسید معده و هورمونهای تیروئیدی را بیشتر میکند. این مساله ضمن ایجاد اضطراب، فعالیت کلیهها را بیشتر میکند. با افزایش فعالیت کلیه ها، دفع ادراری افزایش مییابد.
شاید برایتان جالب به نظر برسد که بدانید کافئین مادهای محرک و استرس زاست.
کافئین مادهای است که در مواد غذایی مورد مصرف شما استفاده میشود چرا که قهوه، چای، کولاها و شکلات حاوی کافئین هستند. مصرف زیاد موادغذایی حاوی کافئین همانند استرس عمل میکند و گاهی اوقات علائم آن را بدتر میکند.
کافئین، همچنین جذب آهن دریافتی از طریق مواد گوشتی مانند (گوشت مرغ و قرمز) را مهار میکند و سبب ایجاد کم خونی ناشی از فقر آهن میشود.
اغلب مردم کافئین را به عنوان عاملی محرک برای افزایش انرژی مصرف میکنند. این یک احساس کاذب از انرژی است و در واقع غدد فوق کلیوی را خسته میکند؛ چون هورمونهای آدرنالین که هورمونهای استرس نامیده میشوند، از غدد فوق کلیوی ترشح میشوند.
روزهای ابری دلتنگترینم
افراد در روزهای ابری بیشتر احساس دلتنگی و ناراحتی میکنند و علت آن نیز تاثیر مثبت نور بر سیستم روحی و عصبی انسان است.
در طول روز و با دیدن نور ترشح هورمون ملاتونین کاهش مییابد و به تولید انرژی و داشتن احساس بهتر در افراد کمک میکند. در صورتی که این هورمون در شبها بیشتر تولید شده و دوام آن نیز بیشتر است و موجب تضعیف شادابی بویژه در افراد افسرده میشود.
در گذشته برخی افراد تصور میکردند که وقتی ناراحت یا غمگین هستند باید به جایی تاریک بروند تا با خود خلوت کنند و حالشان بهتر شود. در صورتی که امروزه بررسیها نشان میدهند که تاریکی به دوام احساس غم کمک میکند.اخیرا در میان مباحث روانشناسی بحث <نور درمانی> نیز بسیار مورد توجه عدهای از کارشناسان قرار گرفته است.
بسیاری از بیماران روحی با قرار گرفتن روزانه 30 تا 45 دقیقه در معرض نور طبیعی خورشید یا نورهای مصنوعی شبیه به آن وضعیت بهتری پیدا کردهاند.
فرضیهای نیز به وجود آمده مبنی بر اینکه از آنجایی که در فصول بهار و تابستان روزها بلندتر است و افراد بیشتر در معرض نور خورشید قرار میگیرند احساس غمگینی و افسردگی نیز کمتر است. اما با شروع فصل پاییز و زمستان و کوتاهتر شدن روزها افسردگی بسیاری از افراد نیز تشدید میشود. و از طرفی در مناطق قطبی نیز افسردگی به مراتب بیشتر از کشورهای استوایی و دارای آفتاب تابان است.
آسیبپذیری کودکان چاق
بررسیها نشان میدهند که بسیاری از کودکان چاق به دلیل عدم استفاده از صندلی مخصوص در اتومبیل در سوانح رانندگی دچار صدمات شدید و در برخی موارد مرگ میشوند.
کودکانی که در صندلی مخصوص در اتومبیل نمینشینند در صورت بروز حادثه به جلو یا طرفین پرت شده و بیشتر دچار آسیبهای ناشی از ضربات میشوند. علت آن نیز تا حد زیادی به دلیل چاقی زیاد آنهاست که نشستن در صندلی مخصوص را برایشان دشوار میکند.
در حال حاضر یکی از مشکلات جوامع در سرتاسر جهان چاقی بیش از حد است که این امر دامنگیر کودکان نیز شده است.
صندلی مخصوص کودک در اتومبیل یکی از ابزار بسیار مهم جهت تامین امنیت کودکان است که بسیاری از والدین به دلیل عدم آگاهی از اهمیت آن و به دلیل چاقی کودکانشان ترجیح میدهند کودک بدون هیچگونه کمربند و حفاظ روی صندلی عقب اتومبیل بنشیند و همین امر موجب بروز بسیاری از سوانح در تصادفات میشود.
حتی برخی از والدین به تقاضای کودکانشان مبنی بر نشستن روی پای آنها در هنگام رانندگی گوش میدهند و این کار موجب میشود که یکی از قربانیان حتمی رانندگی در سوانح همین کودکان باشند.
کارشناسان هشدار میدهند والدین توجه داشته باشند که حتی کودکان چاقی که در صندلی راحت نیستند باید با استفاده از کمر بند ایمنی در صندلی عقب بنشینند تا شدت صدمات کاهش یابد.
حسخوشبختی در سالروز ازدواج
نه شوخی کردم. چند سال قبل که تازه ازدواج کرده بودم به فکر چنین سالگردهایی بودم. همیشه خود را در منازل دو طبقه با پنجره و پردههای بلند و میزهای ناهارخوری طلایی و گلدانهای پر از گل در جاهای مختلف خانه میدیدم. همیشه خود را در لباسهای گران و مارکدار میدیدم و از این بابت احساس خوبی داشتم.
اما نهایتا ما در چهارمین سالگرد ازدواجمان دو نفری به پارک نزدیک منزل رفتیم و قدمی و گپی با هم زدیم.
حتما تصور میکنید برای من با چنان انتظاراتی زندگی با همسرم بسیار سخت است. البته چند وقت اول احساس نارضایتی میکردم و با خود فکر میکردم شاید تصمیم و انتخابم درست نبوده است. اما برعکس حالا احساس خوشبختی زیادی میکنم.
همسرم تحصیلات عالیه خود را در رشته تاریخ به پایان رسانده و در مورد رشتههای گوناگون اعم از رشتههای علمی و تجربی تا تاریخ و فلسفه مطالعات زیادی کرده است.
او از نظر فکری و نگرش در حد معقول و خوبی است و اطلاعات عمومی خوبی در مورد اکثر مسائل دارد. اما انسانی است اهل آرامش و تمایلی به تجملات و ظواهر و شلوغی و سر و صدا ندارد.
اوایل زندگی در کنار او برایم سخت بود. فکر میکردم شاید در زندگی با او نتوانم به خواستههایم برسم. یک روز او مرا به قصری قدیمی که خارج از محدوده شهر بود برد. یکی از قصرهای قدیمی انگلستان در قرن هیجدهم.
آرام و راحت بخوابید
پس از آن که روی تختخواب دراز کشیدید، پیش خود تصور کنید که بر بالای ابرها حرکت میکنید. خود را به شاخه درختی تشبیه کنید که با هر وزش باد به این سو و آن سو حرکت میکند. در این حالت طبیعت را در ذهن خود مجسم کنید و این احساس را در خود تقویت نمایید که کنار دریا و روی ماسههای نرم دراز کشیدهاید و امواج دریا شما را چون برگی سبکبال به این طرف و آن طرف میکشانند. حالا وقت آن است که عضلات را از حالت انقباض خارج کنید. برای این کار بهتر است ابتدا از پاهایتان شروع کنید.
به این ترتیب که هر یک از پاها را چندینبار به چرخش درآورید تا از حالت انقباض درآیند. در این مرحله چنان عمل کنید که پاهایتان کاملا رها شوند و به حالت پاندولی در آیند. پس از آن که چند بار ساقپاها را به جلو و عقب خم کردید، اجازه دهید پاها استراحت کنند. در این موقعیت چنان تصور کنید که درون هر دو پا پر از سرب شده و کاملا سخت و سنگین روی زمین بیحرکت ماندهاند.
حالا چند نفس عمیق بکشید. در این موقع، به همان آهستگی که هوا را از طریق بینی به داخل ریهها میفرستید، از طریق دهان به آرامی بازدم را انجام دهید.
تمام غم و اندوه و ناراحتی را به دست فراموشی بسپارید، در افق بالای دریا، کلمه الله را با حروف درشت و طلایی در نظر آورید.
دستهای خود را به طرفین باز کنید تا آنجا که میتوانید دستها را از هم دور کنید و سعی نمایید که دستها و بازوهایتان منقبض شوند. برای این کار میتوان دستها را محکم مشت کرد تا حالت انقباض کامل به وجود آید. پس از چند لحظه عضلات دست و بازو را شل و آنها را چنان آزادانه رها کنید که چون برگی روی آب، با آرامش به استراحت بپردازند.
پس از دست و پا نوبت به ناحیه گردن میرسد، برای استراحت دادن به گردن، ابتدا سر خود را چند بار از یک طرف به طرف دیگر بچرخانید. سپس، تصور کنید که سرتان بیش از حد تصور سنگین است و در این حال، آن را روی بالش رها کنید. در اینجا باید فکر کنید که سرتان آنقدر سنگین است که به هیچوجه نمیتوانید به وسیله گردنتان آن را به حرکت درآورید.
چشمها عضلاتی هستند که همچون دست و پا به استراحت نیاز دارند. استراحت دادن به چشمها بسیار مهم و اساسی است و به چند طریق انجام می شود که به نمونههایی اشاره میکنیم:
یک شیوه آن است که چند بار با شدت بسیار پلکهایتان را به هم فشار دهید و آنها را ببندید تا چشمانتان آرامش لازم را به دست آورند.
کسانی که عصبی هستند در هنگام استراحت دادن به چشمها، دچار لرزش پلک خواهند شد، شاید در چنین حالتی، نشود از حرکت پلکها جلوگیری کرد. در چنین مواردی، شخص باید دست از تلاش بردارد و به آرامی نفس عمیق بکشد. پس از چند لحظه، متوجه میشود که دیگر مژه نمیزند و پلکهایش نمیلرزد. در این موقعیت میتوان دستورالعمل استراحت چشمها را به اجرا درآورد.
شیوه دیگر: چشمان خود را ببندید و تصور کنید عضلات کنترلکننده کره چشم در حالت استراحت هستند. در این حالت عضلات چشم باید کاملا در آرامش باشند و کمترین انقباضی در آنها وجود نداشته باشد.
این شیوه استراحت کردن در هر ساعتی از روز که انجام شود، مفید خواهد بود؛ اما اگر شما فرصت داشته باشید که این کار را پیش از خواب انجام دهید، به نتیجه مطلوبتری دست مییابد. این نوع استراحت دادن به بدن، نهتنها به بسیاری از بدخوابها و شببیداران کمک کرده تا علیه استرسها به مقاومت بپردازند، بلکه باعث شده آنها با آرامش و آسودگی تمام، با خواب آشتی کنند.
فراموش نکنید برای دستیابی به موفقیت در این امر کافی است، برای ورزشهای استراحت بین 5 تا 10 دقیقه وقت صرف کنید. این یک حقیقت محض است، کسانی که بموقع میخوابند و در وقت خوابیدن دچار هیچ دردسری نمیشوند، هر روز صبح زود، با نشاط و شادابی تمام از خواب برمیخیزند و احساس میکنند که نیرو و انرژی بیشتر و تازهتری در مقایسه با روز قبل دارند.
مشق عشق و زندگی در دوران نامزدی
زری دستش را پنهان میکند و میگوید: خودم درستش میکنم.
ندا میگوید: خودم دیدم داشت با موبایل با یکی دیگه حرف میزد.
زری میگوید: باز تو از حسودی حرف بیربط زدی اون دیگه مثل سابق نیست.
زری میداند که نامزدش همیشه بدقولی میکند و خودش هم به او شک دارد. اما از ترس این که داماد خوش تیپ و موقعیتدار آینده را از دست ندهد دم نمیزند و در مقابل او کوتاه میآید و همهاش به خودش میگوید درست میشود و همه خرابکاریهای نامزدش را از چشم مادر و پدرش میپوشاند.
هر وقت هم اعتراض میکند، نامزدش میگوید فکر میکنی چه خبر شده. اگر لب تر کنم صد تا دختر بهتر از تو منت دارند که با من عروسی کنند.
به نظر شما این دو تا نامزد چه آخر و عاقبتی خواهند داشت. زری به خودش قول داده برای این که جلوی دوستانش کم نیاورد و نگویند نامزدش ولش کرده است هر طوری شده به این زندگی بچسبد. حتی مثل یک وصله ناجور. اما واقعا این درست است؟
مشاوران خانواده راههایی را برای نامزدها توصیه میکنند که به آنها کمک میکند شخص مناسب خود را در این مدت بشناسند و در طی این دوران با خود و دیگران صادقانه بر خورد کنند.
عشق برای تمام عمر
گاهی وقتها فکر میکنیم همه چیز بیرنگ و رو شده است و کاری دیگر نمانده که در زندگی داشته باشیم و از همه چیز خسته و افسرده میشویم. میدانید آن وقتها چه چیز کم آوردهایم؟ عشق برای اینکه بهتر منظورم را متوجه شوید قصهای کوتاه برایتان نقل میکنم:
پیرمردی صبح زود از خانهاش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد میشدند بسرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید از تو عکسبرداری شود تا مطمئن شویم جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.پیرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم. نمیخواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متاسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمیشناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمیداند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که میدانم او چه کسی است...!