حسن فراهانى
خوابیدن همچون غذا خوردن و آشامیدن یکى از مهمترین اعمال حیاتى به شما مىرود. هر جاندارى از جمله موش، فیل و حتى سوسکها نیز مىخوابند. تمام جانداران مهرهدار، حتى سادهترین انواع جانداران بدون خواب قادر به ادامه حیات خود نیستند. انسانها در شب به خواب مىروند، اما برخى از جانوران شب شروع به فعالیت مىکنند.
شواهد نشان مىدهد که عامل اصلى تعیین طول مدت خواب جانداران، بیش از هر چیز، به جثه و شدت سوخت و ساز بدن جاندار بستگى دارد. بر همین اساس، خفاشها در طول شبانهروز، دست کم بیست ساعت در خواب به سر مىبرند. در حالى که، اسبها تنها دو ساعت نیاز به استراحت و خواب دارند. علىرغم این تفاوتها در میان جانداران، عمل خوابیدن، دستکم در میان پستانداران، مشخصههاى بیولوژیکى بسیار مشابه و تقریبا یکسانى دارد. هنگام خواب، بدن این جانداران سست شده، دماى بدن و عمل غیرارادى سوخت و سوز به میزان زیادى کاهش مىیابد.
این نوشتار نیم نگاهى به خواب و فرایند آن از منظر روانشناسى دارد.
از نشانههاى قدرت خداوند و اسرار خلقت حکیمانه او خواب است. قرآن کریم مىفرماید: «از نشانههاى قدرت اوست خوابیدن شما در شب و روز، تا اینکه از فضل پروردگار به طلب روزى برخیزید، در این (حالت) براى قومى که سخن حق را بشنوند، عبرتهایى است.» (روم: 23)
البته، برخى از مفسّران عقیده دارند «نوم» بخشى از خواب است که در آن «رؤیا» تحقق مىیابد. در سوره صافات، از زبان حضرت ابراهیم علیهالسلام مىفرماید: «انّى ارى فى المنام»؛ «در خواب دیدهام...» خواب براساس نظر قرآن، آرامش انسان را تضمین مىکند، چنانکه مىفرماید: «والنّومَ سباتا...» (فرقان: 47)
همچنین مىفرماید:«وجعلنا نومکم سباتا» (نبأ: 9) سبات از ماده سبت بر وزن وقت به معنى قطع شدن و تعطیل گردیدن و استراحت است. (1) از آنجا که خواب موجب سستى انسان مىشود، خداوند از هرگونه خوابى، اعم از سبک و سنگین، منزه است: «الله خدایى است که هیچ خدایى جز او نیست، زنده و پاینده است، نه خواب سبک او را مىگیرد و نه خواب سنگین» (بقره: 255)
از آیات قرآن برمىآید که خواب شباهت بسیار زیادى با مرگ دارد: «خداوند است که در وقت مرگ جانها را مىگیرد و نیز جان آنهایى را که به خواب رفته و هنگام مردن آنها فرا نرسیده است، پس جانهایى را که حکم مرگ بر آنها جارى شده در نزد خود نگاه مىدارد و دیگران را تا زمانى که معیّن است، باز مىفرستد. در این، براى آنهایى که فکر مىکنند نشانههایى روشن وجود دارد.» (زمر: 41) این آیه به روشنى بیان مىکند که مرگ و خواب از یک جنس هستند و لذا براى هر دو، لفظ «توفّى» به کار برده است. این واژه به معنى «به طور کامل اخذ کردن» است. در آیه دیگرى نیز لفظ «توفى» به کار ر فته است: «و او پروردگارى است که شب هنگام شما را مىمیراند و هرچه در روز انجام دادهاید، مىداند. آن گاه بامدادان شما را زنده نموده تا آن هنگام که عمرتان به انتها برسد، سپس بازگشت شما به سوى اوست و از آنچه کردهاید، شما را آگاه مىنماید.» (انعام: 60)
در هنگام خواب، بدن انسان روى زمین است، ولى روح او دریافت شده و در عوالم دیگر سیر مىکند و سپس به سوى جسم برمىگردد. روح با یک سرعت و شکل مشخصى از بدن خارج مىشود و بسته به نوع و شدت خواب، از جسمِ خوابیده فاصله مىگیرد و تنها یک پیوند ضعیفى بین آنها برقرار است. حال، اگر جسم براثر عامل خارجى مانند ضربه و صدا تحریک شود، روح که بایستى با یک سرعت معمول و مشخصى به جسم و بدن بازگردد، با سرعتى فوقالعاده به بدن باز مىگردد که معمولاً با یک شوک عصبى و بیدار شدن همراه با ناراحتى زیاد همراه است. عوام این حالت را «پاره شدن چرت!» گویند. در واقع، این حالت نتیجه بازگشت غیرمنتظره روح به بدن مىباشد.
رسول اکرم صلىاللهعلیهوآله بعد از بیدارى از خواب شب، سر را به سجده مىگذاشتند و این ذکر را بر زبان جارى مىنمودند: «سپاس خداوندى را که مرامیراندوپس زندهکردوبهسوىاوستبعثتورستاخیز.» (2)
خواب عمیق، بسیار به مرگ شباهت دارد. انسان در این مرحله، فاصله اندکى با مرگ دارد.
حضرت امام محمدتقى علیهالسلام درباره حقیقت مرگ مىفرمایند:«مرگ همین خوابى است که هر شب به سراغ شما مىآید، با این تفاوت که در موت، انسان بیدار نمىشود، مگر در روز قیامت، افرادى که در خوابند، به وسیله رؤیا شادمان و یا غمگین مىشوند. چنین احوالاتى براى انسان در برزخ نیز پیش مىآید.» (3)
در فرهنگ اسلامى (4) ، خوابها انواع گوناگونى دارند: صادقه، فیلوله، قیلوله، حیلوله و غیلوله و... .
فیلوله، به خواب پس از طلوع آفتاب و ابتداى روز گویند که موجب ضعف آدمى مىشود. قیلوله، به خواب پیش از ظهر، به ویژه پیش از نماز ظهر و عصر، گویند. حیلوله، به خواب هنگام اذان ظهر و بعد از آن مىگویند که از آن به خواب ظلمت هم تعبیر شده است. غیلوله، به خوابى که در انتهاى روز صورت مىگیرد و موجب امراض بدنى است، اطلاق مىشود.
امروزه دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که زمانى که شخص روى یک پهلو مىخوابد، به دلیل وارد آمدن فشار به یک قسمت از بدن، گردش خون در لایههاى سطحى پوست مختل مىگردد. در نتیجه، اکسیژن در این بافتها مستهلک شده و گاز کربنیک زیاد مىشود. حرکت در خواب (غلتیدن) براى رفع این مسمومیت از بدن است. (5) این امر براى مسلمانان تازگى ندارد؛ زیرا در قرآن کریم آمده است که خداوند اصحاب کهف را از این دنده به آن دنده و از راست به چپ مىگرداند: «و ما آنان را به دست راست و دست چپ مىگردانیدیم.» (کهف: 17)
وضعیتى که هر فرد در آن حالت با اطمینان خاطر به خواب مىرود، نشانه طریقه اصلى زندگى او و نیز خصوصیات شخصیتى، رفتار و واکنشهاى او نسبت به خویش و افراد دیگر است.
1 . وضعیت جنینى کامل
2. وضعیت دمر
3.وضعیتطاقباز
4.وضعیتنیمهجنینى.
وضعیت جنینى کامل: در این وضعیت شخص به پهلو و همانند وضعیت جنین در رحم مادر مىخوابد. در این حالت، زانوها خم شده و تا زیرچانه بالا مىآید. افرادى که به این حالت مىخوابند، تا حد امکان از مقابله با حوادث زندگى دورى کرده و به محدود کردن مسائل زندگى اکتفا مىکنند.
وضعیت دمر: استفاده از وضعیت دمر نشان دهنده کوشش شخص در تصاحب فضاى بیشتر و در آغوش گرفتن هر چه بیشتر آن است. در این حالت، صورت رو به بستر قرار گرفته و ساقها کشیده شده و پاها کمى از هم جدا قرار مىگیرد. افرادى که به این حالت مىخوابند، به لمس هرچه بیشتر دنیاى خود نیازمندند. کسانى که در برابر حوادث ناخواسته احساسى ناامنى بیشترى مىکنند به حالت دمر مىخوابند تا بهتر بتوانند بر حوادث احتمالى چیره شوند.
وضعیت طاق باز: این افراد به پشت مىخوابند. بیشتر افرادى که به وضعیت طاق باز مىخوابند، در دوران کودکى دردانه پدر و مادر بوده و از اعتماد به نفس زیادى برخوردارند و عملاً افرادى بىآلایش بوده و نسبت به حوادث دنیا تعصبى ندارند.
وضعیت نیمه جنینى: بیشتر افراد در این وضعیت به خواب مىروند؛ یعنى به پهلو خوابیده و پاها را از زانو خم کرده و به طرف شکم مىآورند. در این حالت قدرت تحرک بدن بیشتر بوده و حرارت بدن تلف نشده و جریان هوا نیز در اطراف آن بسته نمىشود.
معمولاً هر فرد در طول یک خواب کامل، دوازده وضعیت خوابیدن به خود مىگیرد. بعضى از وضعیتهایى که شخص در طول خواب به خود مىگیرد، موقتى و بسیار کوتاه مدتاند. انسان هیچگاه وضعیت خواب خود را عوض نمىکند مگر آنکه وضعیت و موقعیت زندگى خویش را تغییر دهد. اصولاً هر یک از وضعیتهاى خواب به گونهاى دقیق وضعیت زندگى هر فرد را نشان مىدهد. در جریان روان درمانى، با بهبودى وضع روانى بیمار، وضع خوابیدن نیز تغییر خواهد کرد. (6)
دستها و پاها از مهمترین اجزاى بدن به شمار مىروند. وضعیت قرار گرفتن دست و پاها در خواب، چگونگى زندگى فرد و میزان موفقیت وى را در زمینههاى مختلف نشان مىدهد. در زندگى روزمره به طور معمول از دستها براى بیان عواطف و احساسات استفاده مىشود. جاگیرى دستها معمولاً با وضعیت اولیه خوابیدن ارتباط دارد. گرفتن دستها در جلوى بدن و در بالاى قفسه سینه، بیشتر در وضعیت نیمه جنینى دیده مىشود. در وضعیت طاق باز، دستها بیشتر روى تشک و در طرفین بدن گذاشته مىشوند. دستها در وضعیت دمر، بیشتر باز بوده و روى سر قرار مىگیرند و بازوها از آرنج خم مىشوند. این وضعیت را در اصطلاح وضعیت قورباغهاى مىنامند که گاهى سبب ایجاد مشکلاتى در گردش خون دستها مىشود.
وضعیت حمله با زنجیر: در این حالت، زانوها از هم جدا قرار گرفته و قوزکها همدیگر را قطع مىکنند و یک دست روى دست دیگر قرار مىگیرد و وضعیت حمله با زنجیر به وجود مىآید. افرادى که به این شکل مىخوابند، در روابط شخصى خود با اشکال روبه رو هستند. معمولاً این افراد در دوستى با دیگران در ابتدا، افراطى عمل مىکنند ولى بعدها به علت ترس و یا مشکلات، این رابطه از بین مىرود. افراد مذکور در زمینه شغلى و آموزشى نیز موفق بوده ولى همیشه مضطرب هستند.
وضعیت ساندویچى: بسیارى از افرادى که در حالت نیمه جنینى به خواب مىروند، تمام قسمتهاى یک پاى خود را به طور قرینه روى پاى دیگر قرار مىدهند. این وضعیت را در اصطلاح وضعیت ساندویچى مىگویند. این افراد در زندگى روزانه خود در جستوجوى رابطه قرینهاى با دنیا هستند و از بروز هرگونه انحرافى در زندگى خود جلوگیرى مىکنند.
وضعیت قهرمانى: برخى افراد، با وجودى که به پهلو مىخوابند، ساقها را مستقیم و کشیده قرار مىدهند. در این حالت، که با وضعیت نیمه جنینى متفاوت است، یک پا روى پاى دیگر قرار مىگیرد. وضعیت خواب افراد مذکور، نشانهاى از کوشش و فعالیت شدید است. این افراد حتى در خواب نیز به خود راحتى و آسایش نمىدهند و خود را براى روبهرو شدن با مسائل روز بعد آماده مىکنند.
وضعیت قهرمانى، نوع تغییر یافته حالت ساندویچى است ونشاندهنده شخصیتى فعال و آماده براى پیشرفت است.
وضعیت فلامینگو: این وضعیت که تغییر یافته حالت نیمه جنینى است، یک پاى فرد مستقیم و کشیده است، در حالى که ساق پاى دیگر از زانو خم شده و زاویهاى تند بین ران و ساق ایجاد مىکند. گاهى نیز پاى تاشده به شکم مىچسبد. ساق پاى کشیده شده در این وضعیت نشانهاى از مبارزهجویى فرد است و ساق پاى خم شده نشان دهنده راحتطلبى و صلحجویى است. افراد مذکور از نظر شخصیتى در اصطلاح روانشناسى پرخاشگر هستند.
وضعیت نافى: بسیارى از افراد هنگام خواب، از دستهاى خود در نگه داشتن تشک یا تختخواب استفاده مىکنند. این نوع خوابیدن را وضعیت نافى مىنامند. افراد مذکور به گرفتن کسى یا چیزى و توسل و تکیه به دیگران نیازدارند و اغلب وفادار بوده و شخصیتى وابسته دارند. در برخى موارد ممکن است شخصى با دست راست به تختخواب چنگ بزند ولى دست چپ در کناره تختخواب قرار گرفته و یا در فضا آویزان باشد. آویختگى دست چپ نشان مىدهد که این شخص مایل نیست خود را در محیط زندگى خویش محصور کند و به دیگران وابسته است. چنین فردى با دو دستخود،تضادو دوگانگى فکرى خودرابهنمایش مىگذارد.
وضعیت محافظتى: گاهى دستها روى معده یا آلت تناسلى قرار گرفته و به یگدیگر متصل مىشوند. این نوع خوابیدن را وضعیت محافظتى مىنامند و وجه تسمیه این نامگذارى به دلیل آن استکهازبخشهاىمذکورمحافظتمىکند.
د. وضعیت پره آبى: در این حالت، سر در کف دستها جاى مىگیرد و بازوها از آرنج خم شده و در دو طرف سر قرار مىگیرند. این حالت خوابیدن در افرادى دیده مىشود که همیشه و حتى در خواب در حال فکر و اندیشیدن به سر مىبرند و براى دفاع، از عقل خود استفاده مىکنند.
ه. وضعیت ژیمناستیک: در این نوع خوابیدن، شخص به پشت خوابیده و دستها را چند سانتى متر دورتر از سر و در سطوح گوشها قرار مىدهد. این وضعیت همانند آن است که فرد مذکور خود را توسط دستها بالا مىکشد. این حالت سبب احساس رضایت شخص مىگردد.
وضعیت هیس یا ساکت باش: در این نوع خوابیدن که به ندرت اتفاق مىافتد، انگشت سبّابه، مانند زمان بیدارى که براى ایجاد سکوت به کار مىرود، روى لب قرار مىگیرد.
و. وضعیت عزادارى: در این وضعیت شخص روى صورت خود خوابیده و دستها را به صورت پوششى بر روى صورت مىنهد. این وضعیت اغلب در افرادى که از درد و ناراحتى جسمى رنج مىبرند، دیده شده است.
وضعیت بوکسور: در این حالت، شخص انگشتان را گره کرده و به صورت مشت درمىآورد. افرادى که با این روش به خواب مىروند معمولاً پرخاشگر و کینهجو هستند. اما اگر انگشتان به صورت مشت درآمده و شست دو دست داخل مشت قرار گرفته باشد، این حالت گویاى دوگانگى فکرى شخص است.
در عین حال، روشهاى خوابیدن دیگرى نیز تحت عنوان وضعیتهاى عجیب وجود دارد که برخى از آنها عبارتند از: مومیایى، بستهبندى، شتر مرغ، ابوالهول، آلمانى، میمونى، یک چشم، نظامى، لم دادن، نمایشى، شاخ گاوى، صلیب شکسته، ستاره دریایى، گربهاى، معکوس، پروانهاى، حلزونى و... . هر یک از موارد فوق که داراى معنى و مفهوم خاص خود است، در رابطه با خواب به صورت تنهایى بود، خوابهایى هم به صورت ترکیبى (زن و شوهر) وجود دارد که موارد مزبور نیز در آنجا صادق است، با این تفاوت که ممکن است یکى از آندو در رؤیاى دیگرى تأثیر نامحسوس بگذارد. (7)
پژوهشهاى جدى در زمینه ساز و کار خواب، به ویژه خواب دیدن، به دهه 1950 باز مىگردد. در این دهه، دانشمندان به کشفیات قابل توجهى دست یافتند. یکى از این زمینهها، مربوط به رؤیا یا «خواب دیدن» است. «میشل ژووه» رئیس آزمایشگاه مطالعات رؤیاشناسى مولکولى در شهر لیون فرانسه، نخستین پژوهشگرى است که در سال 1959 در زمینه رؤیا به کشفیّات جالبى دست یافت. از آن زمان تاکنون در سراسر جهان پژوهشگران دست به مطالعات گستردهاى زدهاند که همچنان ادامه دارد. (8)
اکنون دانشمندان مىتوانند آنچه را که در طى شب برما مىگذرد تشریح و توصیف کنند. در حقیقت، خواب از 4 تا 6 چرخه تشکیل مىشود که هر یک، از یک تا دو ساعت به طول مىانجامد. ضمن آنکه هرکدام از این چرخهها خود داراى سه مرحله است که عبارتند از: خواب سبک، خواب سنگین، خواب «مهملنما» ( Paradoxial ). چرخههاى خواب در افراد مختلف، به نسبت سن و موقعیت آنان متفاوت است. دانشمندان موفق شدهاند دخالت برخى از ساختارهاى مغزى، واسطههاى عصبى، هورمونهاى تسهیلکننده خواب یا هورمونهاى محرک بیدارى را بشناسند. پزشکان هم به نوبه خود، به کشفیات مهمى در زمینه اختلالات کم خوابى و بىخوابى دست یافته و هم اکنون فهرستى طولانى از داروهاى ضرورى را در دسترس دارند. طى سالهاى اخیر پژوهشهاى زیادى در این زمینه به انجام رسیده، اما هنوز هیچ فرضیهاى نمىتواند همه دادهها را در یک جا جمع کند و به طور یقین، سازوکارهاى دقیق خواب را روشن سازد! پژوهشگران به وجود یافتههاى عصبى یا نورونهایى منفرد پى بردهاند که فقط به هنگام خواب مهملنما فعال مىشوند و پارهاى دیگر که فقط در چرخههاى خارج از خواب دیدن فعال هستند. آنها امروزه دقیقا از تغییرات و دگرگونىهایى که در برخى از کارکردهاى فیزیولوژیکى پدید مىآیند، مانند دما، ترشح هورمون رشد، هورمون «رنین» و «پرولاکتین» آگاهى یافته و همچنین عواملى را که در خواب اثر مىگذارند، شناختهاند.
مغز تنها بخش بدن است که بدون خواب به خوبى کار نمىکند. معمولاً فقدان خواب موجب توهم، اختلالات روانى و دیوانگى شده و سپس به مرگ منجر مىگردد. اختلالات و یکنواخت شدن فراگردهاى بدن، این احتمال را به وجود مىآورد که ممکن است احساس واماندگى و خستگى جسمانى نیز به این علت ایجاد شده باشد که مغز دیگر نمىخواهد، بلکه نمىتواند، کار کنترل بدن را بر عهده گیرد. در نتیجه، باید گفت: خواب موجب «استراحت» مغز مىشود. ولى فعالیت الکتریکى مغز در طول خواب نیز ادامه مىیابد و خاموش نمىشود. بنابراین، سؤال این است که به این ترتیب چگونه نیاز اختصاصى مغز ارضا مىشود؟
عدهاى از دانشمندان بر این باورند که مغز مادهاى به نام «آدنوزین» ( Adenosine ) ترشح مىکند که یک ترکیب شیمیایى مرکب از یک مولکول آدنین (یگ پورین) و یک مولکول قند (ریبوز) ـ از اجزاى اصلى اسیدهاى نوکلئیک و از عوامل عمده اصلى انتقال انرژى در دستگاههاى حیاتى بدن ـ است.
کسانى که به طور مرتّب، دچار هیجان و یا افسردگى مىشوند، کارکرد آدنوزین آنها مختل شده است. دانشمندان مشغول مطالعه براى ساختن داروهایى شبیه «آدنوزین» هستند که حدود یک دهم میلىگرم براى هر کیلو وزن، خواب را به حیوانات فرو مىبرد و قدرت آن بسیار بیشتر از داروهاى آرامبخش و خوابآورهاى کنونى است. (9)
وقتى، بوردونکو ( Burdenko )، جراح روسى دیواره بطن سوم مغز بیمارى را طى عمل جراحى تحریک کرد، حالت مصنوعى خواب در وى ایجاد شد. وى از این آزمایش متوجه گردید که این مرکز به نوعى با خواب رفتن افراد ارتباط دارد. (10) ایوان پاولف در سال 1953 در کنفرانسى، تکامل حالت توقف را در مغز یک سگ مورد آزمایش قرار داد و آن را براى برقرارى کامل خواب توصیف نمود.
الف. خواب پدیده توقف منتشرى است که در همه قسمتهاى فوقانى مغز پخش مىشود.
ب. اثر خواب در مغز، تأمین اعمال حفاظتى و اصلاح است. (11) در واقع، پاولف خواب طبیعى را عبارت از انسداد و توقففعالیتقسمتبالایىمغزدانستهاست. عدهاى دیگر، طرفدار نظریه عروقى خواب هستند و براین باورند که وقتى خون کمترى به مغز مىرسد، فرد به خواب مىرود. در مقابل، گروهى معتقدند که تشدید جریان خون در مغز عامل به خواب رفتن است.
دانشمندانى مانند «لوژراندرو پرزن» (اهل فرانسه) اعتقاد دارند که به خواب رفتن در انسان و حیوان مربوط به مسمومیت مغز توسط مواد مشتق از سوخت و سوز مىباشد. اما آزمایشهاى غیرقابل انکارى این فرضیه را تأیید نکردهاند. (12) گروهى جمع شدن گاز کربنیک ( Co2 ) را در بدن موجب خستگى و خواب دانستهاند و از دلایل مشهود آن اینکه در هواى آلوده که این گاز غلبه دارد انسانها چرت مىزنند و خواب آلوده هستند. (13)
«کم رنگى و کم نورى در خواب رفتن دخالت دارد. تکرار محرکهاى سنجیدهاى چون تاب خوردن و تکان دادن و نیز یکنواختى فعالیت مثل گوش دادن به یک سخنرانى تکرارى و خسته کننده یا رانندگى در جادههاى مستقیم و بدون عارضه در به خواب رفتن مؤثرند.» (14)
در سال 1929 «هنس برگر» ( Hens Berger )، روانشناس آلمانى، الکترودهاى کوچکى را روى پوست سر چسباند تا فعالیت مداوم الکتریکى مغر را ثبت نماید. ثبت امواج مغزى یا «الکترو انسفالوگرام»( Electroencephalogram ) دلالت بر تغییرات مشخص، در فعالیت مغز، بین خواب و بیدارى داشت. امواج مغز در حالت بیدارى، فرکانس (سیکل یا دوره تناوب در ثانیه) سریع و در میدان نوسان آهسته بودند. «برگر» به درستى فهمید که مغز به خواب رفته، به وسیله امواج مغزى فرکانس آهسته، میدان با نوسانى بالاى مشخص شده است که دلالت بر کاهش واقعى در فعالیت عصبى دارد، ما به درستى نفهمید که چرا خواب حالتى یکنواخت در طول خواب فرد ندارد. (15)
در سال 1935 پژوهشگران دانشگاه هاروارد کشف کردند که خواب به چندین سطح و مرحله مجزا تقسیم شده است.
در سال 1951 «اوژن آسرینسکى» Eugen Asrinsky ، فارغالتحصیل آزمایشگاه خواب دانشگاه شیکاگو، مطالعه حرکات آهسته چشم را که در آغاز خواب همراه بود به معرض نمایش گذاشت. او این حرکات را به وسیله مشاهده کردن جهشهاى جابهجا شونده به بالاى قرنیه (پوشش شفاف کره چشم) در زیر پلکهاى نازک اطفال خوابیده پىگیرى کرد. آسرینسکى در دوره مشاهداتش به کشفى قابل توجه دست یافت: در زمانهاى مختلف در طول خواب، چشمان اطفال شدیدا به چپ و راست، بالا و پایین حرکت مىکردند. این حرکات چشمى سریع شبیه همان مشاهدات در حالت بیدارى ظاهر مىگشت.... (16)
خواب پنج مرحله متفاوت دارد: چهار مرحله آن پیاپى عمیقتر مىشود که به خواب با حرکت آرام چشم یا خواب (17) NREM معروف است و مرحله پنجمى که خواب با حرکت سریع یا (18) REM نامیده مىشود.
در طول NREM ، امواج مغزى آرام و منظم مىشوند و فرد خوابیده آرام است و به کندى و منظم تنفس مىکند. چهار بخش NREM را مراحل 1، 2، 3 و 4 مىنامند.
عمیقترین بخش خواب، مرحله چهارم است که در طى آن فعالیت الکتریکى مغز به کمترین حد ممکن مىرسد. خواب REM بسیار سبکتر است؛ حالتى که آن را متمایز مىکند این است که چشمها در زیر پلکهاى بسته به سرعت و به طور متناوب حرکت مىکنند. فرد خوابیده این پنج مرحله را طى دورههاى متناوبى مىگذراند. هر دوره، نود دقیقه به طول مىانجامد. بزرگسالان سالم پس از به خواب رفتن به مرحله اول و متعاقب آن به مراحل 2، 3 و 4 خواب مىرسند و سپس این سلسله
رؤیاها در مجموع دو ساعت از خواب متوسط شبانه هر فرد را تشکیل مىدهند. هرگاه فرد در میانه مرحله خواب حرکت سریع چشم بیدار شود، رؤیایى زنده را به یاد خواهد آورد.
مراتب به صورت معکوس اتفاق مىافتد. پس از دومین دوره مرحله اول، خواب این چرخه با پنج تا پانزده دقیقه خواب REM (سبک) کامل مىشود. این مراتب 4 تا 5 بار تکرار مىشود و هر بار قسمت خواب REM افزایش مىیابد. شخصى که تقریبا 8 ساعت مىخوابد، حدود 2 ساعت را در REM و بقیه را در NREM مىگذراند. این الگو، به ویژه چرخه نود دقیقهاى، در افراد مختلف بسیار مشابه است. (19)
پژوهشگران براى تحقیق بر روى خواب، فعالیت الکتریکى مغز را ثبت مىکنند. براى این منظور، یک الکترود را به جمجمه و الکترود دیگرى را به گوش مىچسبانند. سیمها علایم را به دستگاهى به نام الکترونسفالوگراف یا EEG منتقل مىکنند. این دستگاه تقویت کنندهاى دارد که علایم را (تنها چند میلیونیم ولت) تشدید مىکند. الکتروانسفالوگراف منحنى نگارهایى دارد که در واکنش به اختلاف پتانسیلى که بر اثر فعالیت الکتریکى مغز به وجود مىآید، به طور خودکار روى کاغذ حرکت مىکند. نوارى که از فعالیت مغز برداشته مىشود، نواز مغز (الکتروانسفالوگرام) نام دارد. آن را هم به اختصار EEG مىگویند. نواز مغز در طى خواب REM ممکن است به نوار مرحله اول خواب NREM شبیه باشد. براى تفکیک این دو مرحله از یکدیگر، پژوهشگران الکترودهایى را به صورت فرد وصل مىکنند که حرکات سریع چشم را، که شاخص این مرحله از خواب است، بگیرد. چون حرکات چشم متناسب است، پژوهشگران تکانهاى ماهیچههاى چانه را نیز ثبت مىکنند. ماهیچهها در حین خواب REM ، فوقالعاده سست هستند. زیستشناسان منحنى حرکت چشمها را نوار چشم (الکترواوکولوگرام) یا EOG ، و منحنى فعالیت ماهیچهها را نوار ماهیچه (الکترومیوگرام) یا EMG مىنامند. (20)
مرحله دوم خواب عمیقتر از مرحله اول است و با عمیقتر شدن خواب، فعالیت مغز کندتر مىشود. مرحله REM خواب سبکتر است، امااین مرحله و مرحله رؤیا در شروع خواب اتفاق نمىافتند. اولین مرحله خواب REM معمولاً از حدود 60 الى 70 دقیقه پس از شروع خواب آغاز مىشود. این خواب در مجموع، یک چهارم کل خواب است. مرحله اول پنج درصد خواب را شامل مىشود و در واقع، واسطهاى است بین خواب و بیدارى واقعى. بخش عمده خواب، یعنى تقریبا پنجاه درصد آن را مرحله دوم خواب تشکیل مىدهد. مرحله سوم، هفت درصد خواب را به خود اختصاص مىدهد. این مرحله به صورت گذارى از مرحله دو به چهار عمل مىکند. اولین نوبت مرحله چهارم، عمیقترین بخش خواب است. در این مرحله، مشکل مىتوان شخصى را بیدار کرد و اگر آن شخص بیدار هم شود، بسیار سست است و تا حدود پانزده دقیقه قادر نیست به طور منسجم فکر کند، مرحله چهارم سیزده درصد خواب بزرگسالان جوان را تشکیل مىدهد. این مرحله، از خواب افراد مسن و پیر حذف مىشود. (21)
با وجود آنکه تاکنون به طور قطع مشخص نشده که خواب چگونه مىتواند براى بدن مفید باشد، نیاز اختصاصى هر فرد به خواب نسبت به دیگرى، متفاوت است. برخى افراد در شبانهروز نیاز به ده ساعت خواب دارند. در حالى که، براى
بعضى افراد دیگر، نصف مقدار مذکور نیز کافى مىباشد. در افراد سالم و بزرگسال (30ـ19 سال) به طور معمول میزان خواب در کل شبانه روز حدود شش الى هفت ساعت است که این میزان، به شش ساعت یا کمتر در سنین 90 ـ 50 سالگى مىرسد. زنان معمولاً بیشتر از مردان مىخوابند و بیشتر نیز به داروهاى خوابآور روى مىآورند.
اختلالات خواب انواع مختلفى از روانى، خوابگردى و... را شامل مىشود. به جز برخى موارد انگشتشمار و استثنایى در جهان، بىخوابى سبب تشدید تعداد ضربات قلب، افزایش انقباضات عروقى و همچنین افزایش دماى مقعدى مىشود. اختلالات خواب، مىتواند تأثیرات عمیقى بر روى زندگى فرد مبتلا بگذارد که غالبا این تأثیرات به صورت ایجاد اضطراب و پریشانى در فرد مبتلا مىباشد و گاهى این علایم پنهانى، خود مىتواند منجر به تشدید بىخوابى گردند. (23)
یک مؤسسه آمارگیرى در سال 1995 اعلام کرد که 45 درصد بالغین امریکایى از بىخوابى مرضى و دیگر بىنظمىهاى وابسته به خواب رنج مىبرند. این آمار پانزده درصد افزایش را نسبت به سال 1991 نشان مىداد.
بنابر عقیده بسیارى از متخصصان پزشکى، اختلالات خواب، مشکل نخست تندرستى را در امریکا تشکیل مىدهد. بنیاد ملى خواب این موضوع را مربوط به افزایش سرعت روانى زندگى، فشارهاى کارى و جمعیت مسن مىداند. (24)
در ذیل، به بررسى علل و عوامل ایجاد اختلال در خواب و نیز تأثیر مصرف برخى از داروها بر روى سیکل خواب مىپردازیم:
الف. عوامل فیزیکى از قبیل: ـ مختل شدنریتمهاى بیولوژیک (پروازهاى هوایىبه نقاط بسیار دورو...) ـ احساس درد یا ناراحتى (براثر انقباض عضلانى ـ آرتریت، زخم معده و...) ـ سن و جنس ـ وقفههاى تنفسى هنگام خواب یا کاهش ظرفیت تنفسى ب. عوامل محیطى از قبیل: ـ بستر و تخت خواب نامناسب و ناراحت ـ حضور در محیط بیگانه (تغییر محل خواب) ـ دما (مثل گرما و سرماى زیاد) ـ نور (مثل قرار گرفتن در محیط بسیار تاریک یا بسیار روشن) ـ شلوغى (مثل سرفه، صحبت، صداى خرناس دیگران و غیره) پ. شیوههاى خاص زندگى از قبیل: ـ رژیم غذایى خاص ـ بىنظمى در ساعات خوابیدن ـ عدم انجام حرکات ورزشى ـ نوع شغل، نظیر کسانى که کار شیفتى دارند (پزشکان، کارگران و...) ـ تشنگى و گرسنگى ـ مصرف محرکها از قبیل کافئین، داروها، نیکوتین و... ت. عوامل روانى موثر بر خواب: ـ اختلالات روانى ـ هیجانات ـ کابوس دیدن ـ نگرانى و اضطراب ـ مرور وقایع روزمره زندگى در شب
غالبا بىخوابى به دنبال مصرف «تئوفیلین و «فنى توئین» اتفاق مىافتد. اثرات داروهاى محرک روانى از جمله «گلوکورئید استروئیدها» به خصوص «دگزامتازون» بیشتر نیز هست. به خصوص اینکه داروهاى فوق مىتوانند، تغییرات رفتارى و شخصیّتى، تحریکپذیرى، بىخوابى و تغییرات شدید خلقى ایجاد نمایند. بر عکس، بعضى «بتابلوکرها» Betablokersهستند که موجب کاهش کابوسهاى شبانه و واضح شدن و تشدید رؤیا دیدن مىشوند. عدم تنظیم وقت و مقدار مصرف دیوریتکها نیز ممکن است منجر به آشفتگى خواب شود؛ زیرا سبب مىشوند که فرد به هنگام خواب نیاز به دفع ادرار پیدا کند. «بنزودیازوپینها» Benzodiaze pines از آنجایى که موجب تشدید وقفههاى تنفسى هنگام خواب مىشوند و با آن که سندرم «هیپو آپنه» Hypoaphoea ایجاد مىکنند، مختل کننده خواب مىباشند. داروهاى تجویز شده جهت درمان لرزش اندامها، خشکى اندام و اختلالات حرکتى ناشى از مصرف داروهاى آنتى سایکوتیک Antipsychotic از قبیل «پروسایکلین» prosychlidine و «اُرفنادرین» Orphenadrineنیز ممکن است منجر به گیجى و اضطراب فرد شوند که همه اینها بر روى سیکل خواب تأثیر سوء مىگذارند. داروهاى مهارکننده «مُنوآمینواکسیداز» Monoamineoxidase به خصوص در مراحل اولیه مصرف، به طور تدریجى و متناقض الگوى خواب را مختل مىکنند. ولیکن به تدریج با مصرف مکرّر آنها، به طور کامل الگوى خواب شخص درهم مىریزد. پس از ترک یک سرى از داروها، «سندرم محرومیت برگشتى» With drawal a reboundایجاد مىشود که نتیجه آن، ایجاد تناقض در الگوى خواب است. این حالت مىتواند تا حدود 2 ماه به طول انجامد. بعضى از داروهاى ضد افسردگى از قبیل «فلوکستین» Fluoxetineو «پاراکستین» Paroxetine بایستى در صبح تجویز شوند؛ زیرا آنها باعث بالا بردن فعالیتهاى فیزیکى بیمار مىگردند. در ترک ناگهانى یک داروى ضد افسردگى، نشانهاى از اضطراب شدید و یا حتى «پانیک» نیز ممکن است ایجاد شود که حاصلش بىخوابى مىباشد.
اینکه ما چه نیازى به خواب دیدن داریم، یک تجربه معروف پاسخ آن را مىدهد: یک گروه را که به خواب رفته بودند، در مرحله شروع حرکات سریع چشم، بیدار مىکردند و به این ترتیب از خواب دیدن آنها جلوگیرى به عمل مىآورند. در این افراد به سرعت، نشانههاى آشفتگى روانى پدیدار شد. گروه دیگرى را که در مراحل دیگر خواب از خواب بیدار کرده بودند نیز به سختى دچار بیمارى شدند. به این ترتیب باید گفت: خواب به این علت بروز مىکند که مغز به خواب دیدن نیاز دارد و هنگامى که از خوابیدن و خواب دیدن جلوگیرى شود، توهّماتى شبیه همان رؤیاهایى که به هنگام خواب دیده مىشود بروز مىکند.
افرادى که در حین خواب REM بیدار مىشوند، خوابى را که دیدهاند اغلب به خوبى به یاد مىآورند. خواب دیدن به فعالیت الکتریکى مغز مربوط است. اما آیا این فقط ماشین خود کار فکر است که بدون نظارت صاحب خود به کار ادامه مىدهد یا فرایند خودکارى است که براثر برقرارى ارتباط زیست شیمیایى عصبى در مغز حاصل مىشود؟ و یا آنکه حاصل فعالیت مغز به هنگام بررسى، دستهبندى و بایگانى مجموعه اطلاعاتى است که روز قبل وارد شدهاند و اینک براى استفاده از آن در آینده، مرتب و ضبط مىشوند؟ مىدانیم که رؤیا به تنهایى فرایندى براى اطلاعات نیست و نیز صرفا پیامى تصادفى که از نورونى به نورون دیگر مخابره شود، نمىباشد.
همه افراد شبها خواب مىبینند، ولى ممکن است آن را به یاد نیاورند. رؤیاها در مجموع دو ساعت از خواب متوسط شبانه هر فرد را تشکیل مىدهند. هرگاه فرد در میانه مرحله خواب حرکت سریع چشم بیدار شود، رؤیایى زنده را به یاد خواهد آورد. ولى هرگاه پنج دقیقه پس از این مرحله بیدار شود، مجموعهاى مبهم از رؤیا را به خاطر مىآورد و هرگاه ده دقیقه یا بیشتر از اتمام مرحله خواب حرکات سریع چشم بیدار شود، چیزى در خاطرش نخواهد ماند.
نظریه فروید: فروید، روانشناس معروف، عقیده داشت که رؤیاها، نیازهاى ناخودآگاه و اضطراب خواب بیننده را آشکار مىکنند. وى تأکید مىکرد که تمدن موجب مىشود انسان بسیارى از نیازهاى خود را فرو نشاند. ما بر این نیازها تأثیرى نداریم و حتى نمىتوانیم آنها را در خودمان مخفى کنیم. به این ترتیب، این نیازها مجددا به صورت رؤیاهایى ظاهر مىشوند، که «دروازهاى به سوى نیمهآگاه» است؛ یعنى به سوى ترسها و اضطرابهایى که انسان را از نظر روانشناسى ناسالم جلوه مىدهد. تقریبا با اطمینان مىتوان گفت که این مسأله یکى از وظایف رؤیاست. هرچند ممکن است نیازهاى سرکوب شده، کمتر از آن چه فروید عقیده داشت، جنبه جنسى داشته باشد، ولى احتمالاً رؤیا از نظر روانشناسى، وظایف دیگرى نیز برعهده دارد، به عنوان مثال، «یونگ» تصور مىکرد رؤیا، تصاویر ذهنى آرمانى را به صورت نمادین جلوه مىدهد. اگرچه از این طریق مىتوان انتظار داشت که در صورت محرومیت از خواب، آشفتگى روانى بروز کند، اما هیچ یک از این پژوهندگان، علت دیوانگى سریع انسان را به علت محرومیت از خواب توجیه نکردهاند. (25)
یکى از نظریات جدید مربوط به خواب و خواب دیدن، مغز را با یک رایانه مقایسه کرده است. رایانه بر حسب برنامههایى که به وى داده مىشود، وظایف مختلفى بر عهده دارد. در هر زمان، مىتوان این برنامهها را تغییر داد. ولى این کار زمانى انجام مىشود که رایانه دیگر قادر به کارهاى معمولى خود نباشد.
خواب متناقض ممکن است زمانى باشد که این «فراگردها» شروع مىشود، ولى این نوع پردازش دادهها طبق قوانین مغز انجام مىشود و ابدا با واقعیت خارجى تطابق ندارد. هنگامى که شخص خوابیده ضمن انجام این فرایندها از خواب بیدار مىشود، به ناگاه، خودآگاهى فرد با تودهاى از تصاویر ذهنى روبهرو مىشود که هیچ ربطى به هم ندارند و وى مىکوشد با دادن معنا به این تصاویر، آنها را درک کند و در نتیجه، به نظرش مىرسد که خواب دیده است. هرگاه این نظریه صحیح باشد، مقدار خواب موردنیاز به مقدار اطلاعات جدیدى بستگى خواهد داشت که مغز دریافت داشته و به وسیله آنها تغییرات لازم برنامهها را انجام داده است. بنابراین، نوزاد که هرچیز براى او جدید است به خواب بیشتر نیاز دارد و افراد پیر، که غالبا بدون تغییر زندگى خود را مىگذرانند، به خواب کمتر نیازمندند. این نظریه اختلاف میان گونهها را توجیه مىکند؛ یعنى مقدار خواب یا پیچیدگى مغز تا حد زیادى تناسب دارد. (26)
امروز ثابت شده است که در هشتاد درصد موارد، افرادى که در مرحله حرکات سریع چشم به خوبى خوابیدهاند، مىتوانند رؤیاى خویش را به یاد آورند. در موارد دیگر که افراد در مراحل دیگرى از خواب بیدار شدند، میزان به یاد آوردن رؤیا به هفتاد و چهار درصد کاهش یافت، که در پنجاه و چهار درصد از موارد اخیر نکات به یاد آورده شده را مىتوان به عنوان رؤیا قلمداد کرد. از مشخصات نکات به یاد آورده و طبقهبندى آنها به عنوان رؤیا مىتوان به وجود ادراک حسى در واقعه، به وقوع پیوستن تغییرات شخصیتى یا به تغییر شرایط خارجى و جسمى اشاره کرد. بیشتر گزارشهاى رؤیایى که از مرحله حرکات غیرسریع چشم به دست آمده است، داراى درصد بیشترى از مسائل ادراکى است و به ندرت خواب بیننده به طور فعال در حوادث رؤیا شرکت مىکند و عناصر هیجانى در خواب این مرحله وجود ندارد. در حین خواب، آگاهى هرگز به طور کامل از بین نمىرود. محتواى تصورات فرد نیز بسته به هر یک از مرحلههاى خواب، به وسیله فعالیت دستگاه عصبى مرکزى تنظیم مىشود. (27)
اولین دوره خواب دیدن، یعنى مرحله حرکات سریع چشم، حدود نود دقیقه پس از اولین مرحله خوابیدن شروع مىشود. این مرحله بسیار کوتاه است و پنج تا ده دقیقه طول مىکشد. با ادامه خواب، مدت هر یک از مراحل بعدى حرکت سریع چشم افزایش مىیابد، به صورتى که طولانىترین مدت این مرحله بیش از نیم ساعت طول مىکشد و بیشتر صبحها پیش از بیدارى روى مىدهد. لحظاتى پیش از شروع دوره اصلى خواب، همراه با خواب دیدن، نخستین تغییر وضعیت خوابیدن صورت مىگیرد. با وجود آنکه حرکات غیر معمولى در حین خواب مرحله حرکات غیر سریع چشم، به خصوص در موارد بیمارى و تشویش دیده مىشود، ولى بیشتر حرکات بدن در طول خواب درست قبل و یا بعد از رؤیاى مرحله حرکات سریع چشم روى مىدهد. حرکتهاى تغییر وضعیت بدن در طول رؤیا انجام نمىگیرد و تا هنگامى که رؤیا ادامه دارد، بدن انسان بىحرکت است. فقدان قدرت انقباضى ماهیچهاى در این مرحله بسیار شدید است، به طورى که بدن قادر به انجام حرکات بزرگ نیست. لحظه دقیق شروع مرحله حرکت سریع چشم را مىتوان در «گربه» مشاهده کرد. هرگاه وضعیت سر گربه به هنگام خواب تغییر کند، نشانه شروع این مرحله از خواب است. عضلات پس گردن در این مرحله به طور کامل قدرت انقباضى خود را از دست مىدهند و سر ناگهان پایین مىافتد. (28) پس از گذشت یک ساعت و نیم از خواب، اولین رؤیاى خواب شروع مىشود، انسان در بستر مىچرخد. هرگاه شخص در ابتداى به بستر رفتن، به پهلوى راست و در حالت نیمه جنینى به خواب رفته باشد، در این لحظه رو به پهلوى چپ خواهد خوابید. پیش از شروع رؤیا، در مرحله حرکات سریع چشم در نوار الکتروانسفالوگرام، ناگهان امواج دندانه ارهاى مانند ردیفى از حروف لاتین دیده مىشود. از این لحظه به بعد خواب دیدن شروع مىشود، چشمان حرکت بیشترى کرده و حرکتهاى همزمانى خواهند داشت، که از مشخصات زمان بیدارى است. این حرکات سریع چشم منعکس کننده نوع رؤیاى انسان است. هرگاه شخصى در خواب ببیند که وارد اتاقى مملو از جمعیت شده است، چشمانش به طور مرتب و سریع از یک سو به سوى دیگر حرکت مىکند و همانگونه که در روز اتفاق مىافتد این منظره را در صحنه افقى مشاهده مىکند. ولى هر گاه انسان در خواب ببیند که در حال پرواز است چشمان وى حرکتى عمودى دارد. (29)
انسان رؤیاهاى خود را مشاهده مىکند و حرکتهاى چشم وى در این مدت نشانهاى از این مسأله است. توجیه این مطالب از این نکته مشخص مىشود که افرادى که از ابتداى تولد نابینا بودهاند، رؤیاهاى مرئى و تصویرى ندارند و قادر به مشاهده رؤیاهاى خود نیستند و آن عده از افرادى که کور مادرزاد هستند از حواس دیگر خود مانند لامسه، شنوایى، بویایى و چشایى به جاى قدرت بینایى استفاده مىکنند. در رؤیاها نیز همانند زمان بیدارى، این افراد از نوک انگشتان خود مدد مىجویند. افرادى که در ابتدا نابینا بودهاند و بعدها در اثر حادثهاى نابینا شدهاند، مىتوانند رؤیاى تصویرى داشته باشند. در این مرحله از خواب، تنه، گردن، پلکها و ماهیچههاى بازو و ساق پا در اثر شروع رؤیا به رکود و سستى دچار مىشوند و تنها نوک دستها و انگشتان پا داراى حرکت هستند.
نمایش الفباى خواب دیدن، که توسط نگارنده ارائه شده است، در صورت ادامه و تکمیل آن، عصر نوینى در پژوهشهاى خواب خواهد گشود. در اینجا به صورت مختصر این نظریه ارائه مىشود. هدف نهایى این نظریه دستیابى به اسرار پیچیده خواب و رؤیاهاى انسان است. این نظریه، داراى چهار مرحله است: خواب و هاله انسانى؛ دیدن رؤیاى آگاهانه؛ تهیه الفباى خواب؛ نمایش فیلم رؤیا.
هاله انسان پدیدهاى متعلق به این عصر نیست، بلکه گونهاى از انرژى است که از ذرات الکترومغناطیس با غلظتهاى متفاوت تشکیل شده و پیرامون هر جسمى معلق است. هاله شکلى از انرژى جذب کننده است؛ زیرا با اشکال انرژى ارتباط دارد. (30) میدان نیروى الکترومغناطیس هاله، به آسانى با زمین ارتباط برقرار کرده و از این طریق زنده مىماند و شبکه پیچیده و بىاندازه باردار هاله را مىآفریند. اختراع دوربین عکاسى از هاله فصل نوینى در این شاخه از دانش بشرى گشوده است که اصطلاحا به آن «اسپکتر فوتو متر» مىگویند. (31)
پیرامون هر انسان را هفت لایه هاله احاطه کرده است که از بیرون عبارتند از: لایه روحانى، لایه ذهنى زبرین، لایه ذهنى زیرین، لایه اخترى، لایه احیانى، لایه اترى، لایه جسمانى. (32)
البته علاوه بر انسان، جانوران، گیاهان، درختان و... نیز داراى هاله مخصوص به خود مىباشند. رنگهاى هاله، نمایانگر زندگى هستند و فرد را از اندیشهها و احساسات سیاه و سفید آزاد مىسازند. هالهها در رنگهاى متنوع زیادى از قبیل: سیاه، آبى، قهوهاى، زرد و قرمز، طلایى، سبز، خاکسترى، نارنجى، قرمز، صورتى، بنفش، نقرهاى، سفید و آمیزهاى از رنگها و... وجود دارند که هر کدام گویاى وضعیت شخص موردنظر است.
«اطلاعاتى که در هاله نهفته عبارت است از: میزان تندرستى، بیمارى، عواطف نیرومند و ضعیف، روابط شخصى، ترسها و توانایىها، خلاقیّت، استعدادها و مهارتها، فراگیرى و دستیابى، تکامل فردى، تجارب خوب و بد، آگاهى معنوى، امکان هدایت شدن از جانب روح، تجارب فردى گذشته و...» (33)
اگر از هاله فردى که به خواب عمیق رفته و در حال دیدن خواب است، به وسیله دستگاه «اسپکترو فتومتر» عکسبردارى شود، از نوع رنگها و حالت قرار گرفتن هالهها در اطراف شخص مذکور، مىتوان تا حدود زیادى نوع خواب وى (صادقه، توهمى، واقعى، جنسى و...) را مشخص کرد. این دستگاه مجهز، که امکان گرفتن عکسهاى رنگى از هاله را ممکن ساخته، مىتواند در مرحله اول به تحقق این نظریه بسیار کمک کند.
براى آنکه شخص بداند چه موقع به طور واقعى در حال خواب دیدن است و بهتر بتواند به چگونگى خواب دیدن و رؤیاى خود پى ببرد، روش دیدن رؤیاى آگاهانه مورد استفاده قرار مىگیرد.
شاید با کسانى که در طول خواب عمیق خود صحبت مىکنند برخورد کرده باشید. بعضى از این افراد چنان درگیر خواب دیدن خود هستند که مدتى طولانى صحبت مىکنند و اگر آنان را در همان لحظه بیدار کنید، قسمت زیادى از خواب را به یاد مىآورند و گاهى هم اعتراض مىکنند که چرا مرا بیدار کردید؛ زیرا به جاى حساس خواب رسیده بودم! از نظر علمى، سخن گفتن در خواب ممکن است. برخى از افراد دیگر، به دلیل مشغلههاى زیاد فکرى یا کارى یا مشکلات روزمره زندگى و تلقینهاى زیاد، شب هنگام نیز آسوده نیستند و خواب مسائل زندگى خود را همراه با سخن گفتن تجربه مىکنند. در روش دیدن رؤیاى آگاهانه، مىتوان عینکى مخصوص و تیره را ساخت که داراى گیرندههایى است که مىتواند به حرکت چشم در زیر پلک بسته پى ببرد. حرکت چشمها نشانه وارد شدن فرد به خواب عمیق مهملنما مىباشد. رایانه مىتواند حرکتهاى دریافتى از عینک را تحلیل کند. اگر این حرکات واقعا مربوط به خواب مهملنما باشد، نقطههایى نورانى شروع به چشمک زدن مىکنند که در این صورت فرد خوابیده، رؤیاى خود را شفافتر خواهد دید و درک مىکند در حال خواب دیدن است. در این روش، بدون آنکه نیاز به بیدار کردن شخص خوابیده باشد و یا مزاحمتى براى او ایجاد شود، مىتوان براى او اطلاعات موردنظر را ارسال کرد.
در این مرحله به اندازهگیرى امواج حاصله از فعالیت مغز و بدن در مرحله خواب عمیق اقدام مىشود. علاوه بر آن، تلفیقى از مرحله اول و دوم نیز در این مرحله صورت مىگیرد؛ یعنى، علاوه بر بهتر دیدن رؤیا توسط شخص خوابیده و همزمان سخن گفتن وى از ماجراهاى جارى در خواب، که کمک زیادى به پردازشگر اطلاعات مىکند، همچنین عکسبردارىهاى کامپیوترى از هاله فرد خوابیده توسط «اسپکترو فتومتر» و اندازهگیرى امواج حاصله در مرحله سوم، این امکان را به وجود مىآورد که پس از تحقیقات گسترده در این زمینه الفباى خواب به وجود آید. از آنجا که این امواج و تصاویر گرفته شده از هاله انسان، همزمان با دیدن رؤیاى آگاهانه و سخن گفتن فرد خوابیده در خواب صورت مىگیرد، مىتوان براى هر کدام از موجهاى خاص مذکور الفبایى را تهیه کرد. این الفبا به صورت عدد درخواهد آمد و اعدادى که در طى یک زمان طولانى، معناى آنها مشخص شده (مثلاً، 118 بیانگر گرگ و 202 بیانگر چاقو و 250 بیانگر خون و...) در رایانه تبدیل به تصویر مىشود. در این صورت، این امکان پدید مىآید که شخص، در ابتدا تصویرى از خوابى را که دیده در رایانه مشاهده کند و سپس با تداعى و به خاطرآوردن آن، به خواب خود ادامه دهد.
در صورت موفقیت و دستیابى به الفباى خواب، که غیرممکن نیست، و نیز تهیه تصویرى از رؤیاى دیده شده، مىتوان در آینده از به هم پیوستن تصاویر خواب دیده شده توسط شخص، فیلمى از خواب و رؤیاى مذکور را در رایانه مشاهده نمود و بسیارى از معماها را در زندگى بشرى کشف کرد.
1ـ مجمعالبحرین، ج 1، ص 319، ذیل سبت
2ـ عبدالحسین دستغیب، معارفى از قرآن (تفسیر سوره حدید)، ص 206
3ـ معانىالاخبار، ص 289
4ـ جهت اطلاع بیشتر درباره خواب در فرهنگ اسلامى. ر. ک. به: شیخ عباس قمى، سفینةالبحار، ماده نوم / مفاتیح الحاجات، ص 125، 127 و 128 / حلیةالمتقین، ص 231، 232 / شهید پاکنژاد، اولین دانشگاه آخرین پیامبر، ج 17، ص 142 / سیرة ابن هشام، ج 1، ص 480، 481 / طبقات ابن سعد، ج 1، ص 227، 228 / مسند احمد، ج 1، ص 87 / کنزالعمال، ج 5، ص 407 / تاریخ طبرى، ج 2، ص 100؛ طبقات الکبرى، ج 1، ص 229 / بحارالانوار، ج 19، ص 50 / الغدیر، ج 2، ص 44، 45 / معانىالاخبار، ص 289 / محمدهاشم خراسانى، منتخب التواریخ، ص 523 / ناصرالدین انصارى قمى، فروغ فقاهت، ص 16، 17 / سورههاى فرقان و کهف و...
5ـ اولین دانشگاه آخرین پیامبر، ج 17، ص 63 و 143
6ـ فرخ سیف بهزاد، خوابیدن، انتشارات درسا، چ چهارم، 1368، ص 131 و 132
7ـ پیشین، ص 135 به بعد
8ـ امانوئل سرافینى، چرا مىخوابیم؟، ترجمه دکتر منصور شمسا و فیروزه دیلمقانى، ضمیمه شماره 28، سال 29، ص 3
9ـ جودیشا هوپر، دیک ترسى، جهان شگفتانگیز مغز، ص 179 ـ 181
10ـ ا. ر. لوریا، کارکرد مغز، ترجمه رؤیا منجم، ص 54
11ـ ل. روخلین، خواب از نظر پاولف، ترجمه ولىاللّه آصفى، انتشارات گوتنبرگ، 1368، ص 52 و 53
12ـ همان، ص 23
13ـ محمدباقر محقق، خواب و بیدارى، ص 5
14ـ ایزاک آسیموف، اسرار مغز آدمى، ترجمه محمود بهزاد
15و16ـ جیمز. ب. ماسن، نیروى خواب، ترجمه جهانگیر بهار مست، انتشارات عطار، 1379، ص 54 و 55
17. non rapid eye morement
18. rapid eye morement
19،20،21ـ مارى گریبین، خواب چیست، ترجمه اشرف اعزازى، دانشمند
22ـ جهت اطلاع بیشتر از اختلالات خواب ر. ک. به: پرىدخت دادستان، روانشناسى مرضى، تهران، ژرف، تهران، 1370 / فرح لطفى کاشانى و شهرام وزیرى، روانشناسى مرضى کودک، ارسباران، تهران، 1376 / طبقهبندى اختلالات روانى، انجمن روانپزشکى امریکا، ترجمه دکتر پور افکارى نشر آزاده، 1373 / طبقهبندى بینالمللى اختلالهاى روانى و رفتارى، سازمان بهداشت جهانى، ترجمه حسن توزندهجانى، نشر مرند، گناباد، 1375 / بهروز میلانىفر، روانشناسى کودکان و نوجوانان استثنایى، نشر قومس، تهران، 1370/
Comer. Ronald. J. (1995) Abnormal Psycholog New York
23. Dun Well, pran "Insominia and mental Health" Norsing Times. Vol: 91. No . 17. 1995, pp: 31 - 39
24ـ جیمز. ب. ماسن، نیروى خواب، ترجمه جهانگیز بارمست، انتشارات عطار، 1379، ص 35
25ـ کار گروهى پزشکان ماینتسایناى امریکا، بدن مرد، ترجمه فرخ سیف بهزاد، انتشارات دایره، ص 376
26ـ همان، ص 388
27ـ فرخ سیف بهزاد، خوابیدن، پیشین، ص 39
28و29ـ همان، ص 30 / ص 31
30ـ جودیت کالینز، هاله انسان، ترجمه رؤیا منجم، نگاه سبز، 1379، ص 17
31ـ جعبه اسپکترو فتومتر در برگیرنده کننرلکنندهاى دیجیتالى با سرعت بالاى رایانهاى، برنامهاى است که روند هالهبینى را با مدارهاى خاصى که براى اندازهگیرى واکنشهاى الکترومغناطیسى به کار مىروند همراه با پردازندههاى علایم بصرى، ماشینى مىکند. کنترلگر رایانهاى داراى یک پردازنده میکروسکوپى (میکروپروسسور) با ساختمان پانزده بایتى براى حمل است. مدارهاى خاص درون گذاشت input تعامل الکترومغناطیس با فرد را براى تشخیص هاله اندازه مىگیرد. انرژى از راه مدار انتقال مىیابد و به ولتاژى تبدیل مىشود که به ارزش حالت پایدار نزدیک است.
دادههاى مدارهاى درون گذاشت با برنامه «اسپکترو فتومترى» که در رایانه گنجانیده شده تعدیل و به پردازندههاى علایم بصرى و به دوربین فرستاده مىشوند. بخشهاى چشمى دوربین هاله، بسیار مجهز است. تبدیلگرهاى علایم بصرى دادههاى دریافت شده از مدارهاى درون گذاشت را پس از تعدیل توسط برنامه «اسپکترو فتومتریک»، انتقال مىدهند و تصویر هاله را همراه با تصویر فرد به فیلم مىفرستند تا عکس رنگى او و هالهاش به دست آید (هاله انسان، همان، ص 83 و 82)
32ـ جودیت کالینز، همان، ص 22
33ـ پیشین، همان، ص 19