علی اقلیدی نژاد
عبور از جادههای پر پیچ و خم زندگی همیشه به آسانی ممکن نیست. و در این میان دوران پرمخاطره نوجوانی از سختترین گذرگاههای مسیر زندگانی به شمار میرود. نوجوانی در واقع برزخی بین کودکی و جوانی است. این دوره آکنده از رفتارهای متناقض، غرایز طوفانوار و تشنج زا میباشد. در عین حال این سنین نوید بخش تولدی دوباره در تمامی عرصههای جسمی، اجتماعی و ارزشی است، همچنین میتوان از این ایام به عنوان «نقطه عطف زندگی» یاد نمود. از همین رواست که روانشناسان نوجوانی را با القاب و عناوینی همچون «دوران منفی»؛ «زندگانی تشنجانگیز»؛ «دوران طوفان و فشار»؛ «تولد جدید»1 و... نام گذاری نمودهاند.
نوجوانی دورانی انتقالی است و مانند هر مرحله انتقالی دچار نوعی ابهام است و همین ابهام باعث نوعی گمگشتگی در نوجوان میشود. او در این مرحله نه کودک است و نه بزرگسال. اگر کودکانه رفتار کند مورد سرزنش قرار میگیرد و چنانچه بخواهد همانند بزرگترها عمل نماید، با توجه به عدم تجربه کافی دچار مشکلاتی جدی خواهد شد. این مسئله همراه جهش و تغییرات فیزیکی، عاطفی، جنسی و تغییر در نوع نگرشهای ارزشی ـ اجتماعی، ویژگیهای متفاوتی را برای نوجوان به دنبال میآورد که در ادامه به برخی از آنها میپردازیم.
نوجوان به سرعت خشمگین میشود و در کنترل رفتار خویش ناموفق عمل میکند. از سوی دیگر حاضر نیست به سخن و توصیه اطرافیان توجه نماید، اما به زودی پشیمان شده، خود را سرزنش میکند. از خصوصیات برجسته وی در این دوره زود رنجی او است که وابسته به غدد داخلی و ترشحات هرمونی و نوع تربیت و آموزش وی میباشد.
به سوی دوستان و همسالانش گرایش دارد و دایره دوستیهایش را افزایش میدهد. از این رو ارزش بزرگسالان و والدین نزد او رو به کاهش میگذارد و سطح ارتباط او با آنان پایین میآید. در واقع او در این مرحله به سوی استقلال عاطفی گام برمیدارد.
نوجوان تحمل شنیدن انتقاد را ندارد، اما به شدت از دیگران انتقاد میکند. او ممکن است انتقاد را تا آنجا ادامه دهد که روابط صمیمانه خویش با والدیناش را به مخاطره بیاندازد.
حس فداکاری در او جلوهگر میشود و در برابر ستم میایستد و حاضر نیست در برابر حرف زور ساکت بماند.
تلاش میکند به دیگران بقبولاند فردی مستقل و کارآمد است؛ از این رو از هر نوع بیتوجهی آزرده خاطر میشود و به شدت موضعگیری میکند.
در صورت شکست دچار یأس و افسردگی میگردد. در مواقعی به گوشه تنهایی پناه میبرد و در حالتهای افراطی به خاطر فرار از احساس سرشکستگی دست به بزه و خطا میزند.
مقداری از وقت خود را صرف وضعیت ظاهری خود میکند و سعی دارد خود را شخصی آراسته بنمایاند. وی برخلاف دوران کودکی در پوشش و آرایش ظاهر خود سختگیری به خرج میدهد و همین امر سبب درگیری او با مربیان و والدین میشود.
نوجوان در این دوران به خیالپردازی روی میآورد و دنیایی رؤیایی برای خود میسازد. این مسئله گاه آنچنان شدت میگیرد که موجب سرزنش وی از سوی اطرافیان میگردد.
در عین حال نوجوان به سوی آینده نیز نیم نگاهی دارد و نگران سرنوشت تحصیلی، شغلی، اقتصادی، خانوادگی و اخلاقی خویش است. همین مسئله در مواردی وی را دچار پریشانی و اضطراب خاطر مینماید2.
روان شناسان در این دوران دست کم سه نوع دوستی را بیان میکنند:
یکم: دوستیهایی که نوجوان با همجنس و همسال خویش برقرار میکند. این نوع دوستیها با تقدیم هدیه و احساسات پاک به اوج خود میرسد و نوعی انحصارطلبی در آن مشاهده میشود.
دوم: نوجوان گاه با کودکان خردسال روابط صمیمانه برقرار میسازد و به حمایت از آنها میپردازد. در این گونه موارد از آنجا که احتمال انحرافهای جنسی وجود دارد مناسب است به دقت این روابط مورد توجه والدین و مربیان قرار گیرد.
سوم: در نوع سوم دوستی بین نوجوان و شخص بزرگسالتر رخ میدهد. در این حال شخص بزرگتر طرف اعتماد نوجوان قرار میگیرد، حتی ممکن است این رابطه به ارتباطی تنگاتنگ بدل شود. در این موارد بایستی خانواده و اطرافیان نوجوان بر این نوع دوستی نظارت کاملی را اعمال نمایند و از پاکی و صداقت دوست بزرگسال مطمئن شوند3.
با فرا رسیدن ایام نوجوانی دو حس ارزشمند در نوجوان هویدا میگردد. کهلبرگ روانشناس مشهور در همین رابطه میگوید: «نوجوانی مرحلهای انتقالی است که با دو ویژگی کشف خویشتن و هویتیابی و تعالی اجتماعی همراه است.4»
نوجوان در تلاش است با قبول مسئولیتها و مشارکت در فعالیتهای جمعی برای خویشتن نوعی نقش و جایگاه اجتماعی تعریف نماید. از این رو به شناخت قوانین و مقررات اجتماعی و بررسی ارزشهای اجتماعی روی میآورد. در این صورت اگر وی از راهنماییهای به جای اطرافیان برخوردار باشد، میتوان از او نقشی فعال و تا حدودی هماهنگ و ارزشمدار انتظار داشت و در غیر این صورت ممکن است این حس به انحرافات اجتماعی بیانجامد.
در سالهای آغازین نوجوانی، پسران و دختران تحت نفوذ همسالان خود قرار دارند و برای ایشان هماهنگی با گروه دوستان بسیار با اهمیت است، اما با گذر این مرحله به تدریج نوجوان در جستجوی هویت خویش برمیآید و به رفتارهایی مستقلانه اقدام میکند. البته باید توجه داشت که ارائه آگاهیهای لازم در زمینههای هویت دینی و ملی میتواند کمک مثبتی به قوام شخصیت نوجوان در این دوران باشد. از سوی دیگر بیتوجهی به این مسئله خطر «بحران هویت» را در پی دارد که عواقب خطرناک و اسف بار آن میتواند تا مدتها دامنگیر شخص و جامعه وی شود.
شناخت نیازهای نوجوانان و پاسخگویی به آنها از مهمترین وظایف والدین و مربیان میباشد. این نیازها را میتوان به دو دسته نیازهای زیستی و روانی تقسیم نمود.
این نیازها شامل نوع تغذیه، خواب، استراحت، فعالیتها و... میباشد و با توجه به تغییرات همه جانبه در دوران نوجوانی میتوانند تا حدودی در بهداشت و بهبود وضعیت جسمی و روحی او موثر باشند.
این دسته از نیازها از دسته نخست مهمتر است؛ چرا که بیتوجهی به آنها موجب اختلالات شخصیتی و بیماریهای روانی میشود. بسیاری از مردم آزاریها، بزهکاریها، افسردگیها، پرخاشگریها و بدبینیها، نتیجه عدم ارضای کافی و به موقع این نوع از نیازها است. از این رو به صورت چکیده و فهرستوار به بررسی این گونه نیازها میپردازیم5:
نوجوان علاقهمند است تا دوست بدارد و دوست داشته شود؛ به تعبیری محبت کند و محبت ببیند. به همین خاطر وی در جستجوی محبت به هر سویی میرود. و در این میان جمع دوستان، خانواده، مدرسه و... از جمله کانونهای مورد توجه نوجوان است که میتواند اثرات مثبت یا منفی بر وی برجای گذارد. بر پایه همین نیازها است که برخی نوجوانان به دنبال عدم ارضای این حس به کانونهای منحرف و خارج از خانواده و محیطهای نامطلوب جذب میشوند و در دام آنها گرفتار میشوند.
بر خلاف ادعاهایاستقلال طلبانه دوران نوجوانی، وی نیازمند به احساس امنیت خاطر و آرامش بوده، در مواقع اضطراب و هراس همواره در پی یافتن پناهگاه و یارانی است که از او در برابر ناملایمات دفاع نمایند. به همین دلیل وی به گروههای حمایتگر جذب میشود، هر چند این گروهها از دیدگاه اجتماع ناپسند جلوه کنند.
در این سنین وی با ورود به جمع همسالان خود تلاش میکند تا با بروز استعدادهایش، طرف توجه آنان واقع گردد. در این سالها او معیارهای گروهی را بر بسیاری از مرزها و معیارهای اجتماعی، مذهبی و خانوادگی ترجیح میدهد. و از آنجا که از مطرود شدن میهراسد، با فعالیتهای گروهی هم سویی و همدلی بیشتری نشان میدهد. امروزه با توجه به گسترش زندگی شهرنشینی و زمانه درهم شکسته شدن صمیمیتها و پراکندگی خانوادهها، مسئله گروهگرایی غالبا به شکلهای منفی جلوهگر میشود و موجب پیدایش گروههای هنجارشکن مانند رپ، هوی متال و دهها دسته و گروه کوچک و بزرگ در سطح کشوری یا بین المللی شده است.
نوجوان احترام خواه و تکریمپذیر است. او در برابر همراهی با ارزشهای موجود توقع تشویق و احترام دارد. از سوی دیگر علاقهمند است تنها رفتارهای مسئولانهاش مورد توجه قرار گیرد و از خطاهایش چشم پوشی شود.
پاسخگویی به این نیازها ثمرات پرباری در پی دارد که از جمله آنها میتوان به اعتماد به نفس، احساس ارزش، توانایی، موفقیت و شایستگی اشاره نمود.
بسیاری از نوجوانان از تسلط والدین و مربیان بر رفتارهای خود برمیآشوبند و در صدد کسب استقلال برمیآیند. استقلال اقتصادی و استفاده از آزادیهای فردی و اجتماعی از مهمترین خواستههای ایشان در این دوران است. همین نیاز موجب برخوردها و تنشهایی در روابط نوجوان، والدین و نیروهای اجتماعی میشود که میتوان با شکیبایی، پاسخگویی و مهرورزی در تعدیل این خواستها، قدمهای مؤثری برداشت؛ به گونهای که با جهت دهی این نیاز، آسیبهای این مرحله را به حداقل رساند.
بیگمان نوجوانی یکی از عقیدتیترین دوران حیات انسان است. نوجوان به دنبال تکیه گاهی روحی میباشد تا به مدد پشتیبانی آن راز وجودی خود و علت هستیاش را دریابد. گاه این روحیه در وی چنان شدت مییابد که به ریاضتهای سخت روی میآورد. او در این مرحله دارای احساسات و عواطف خالصانه و لطیفی میشود که کشش و جاذبه آن تمام وجودش را تحت تأثیر قرار میدهد. بر همین اساس است که امیرمؤمنان در نامه خویش به فرزند دلبندش سیر تربیت او را در آغاز بر مبنای آموزشهای مذهبی قرار میدهد و او را برای رویارویی با شبهههای زمانه آماده مینماید و میفرماید: «وَاَنْ اَبْتَدِئَکَ بَتَعْلیمِ کِتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَتَأْویلِهِ وَشَرایِعِ الاِْسْلامِ وَاَحْکامِهِ وَحَلالِهِ وَحَرامِهِ لا اُجاوِزُ ذلِکَ بِکَ اِلی غَیْرِهِ، ثُمَّ اَشْفَقْتُ اَنْ یَلْتَبِسَ عَلَیْکَ مَا اخْتَلَفَ النّاسُ فیهِ مِنْ اَهْوائِهِمْ وَآرائِهِمْ مِثْلَ الَّذی الْتَبَسَ عَلَیْهِمْ فَکانَ اِحْکامُ ذلِکَ عَلی ما کَرِهْتُ مِنْ تَنْبیهِکَ لَهُ اَحَبَّ اِلَیَّ مِنْ اِسْلامِکَ اِلی اَمْرٍ لا آمَنُ عَلَیْکَ بِهِ الْهَلَکَةَ؛6 پس در آغاز تربیتت تصمیم گرفتم تا کتاب خدا را به همراه تفسیرش به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام به تو تعلیم دهم و به چیز دیگری نپردازم. پس از آن ترسیدم که مبادا بینشهای منحرف که سبب پراکندگی و شبهه مردم گردیده است به تو نیز هجوم آورد؛ از این رو آگاهی تو را از این موارد بر ناراحتی و دغدغهام ـ از مواجهه تو با این مسائل ـ ترجیح دادم تا تسلیم هلاکتهای اجتماعی نشوی.»
با فرا رسیدن ایام نوجوانی، نوجوانان تمایل دارند استعدادهای خود را شکوفا ساخته از ظرفیتهای خود بیشترین بهره را ببرند7. همین حس است که سبب میشود آنان بیهیچ هراسی در جادههای سخت زندگی و شرایط دشوار گام نهند و در بسیاری از مواقع قلههای موفقیت را فتح نمایند. نمونه زیبای این کمال یافتگی را که بیشتر ناظر به روحیات ارزشی و حماسی است در دوران دفاع مقدس و حضور حماسی نوجوانان به خوبی میتوان یافت.
با توجه به آنچه گفته شد میتوان دوران نوجوانی واز پی آن جوانی را دوران شکفتن دانست؛ دوران طلایی و پر ارزشی که تنها یکبار در زندگی انسان رخ میدهد. سادگی و بیآلایشی این دوران به همراه عشق خالص به رفتارهای والا موقعیتی کم نظیر را فراروی مربیان، مبلغان و والدین پرتلاش و مسئولیت شناس میگذارد که بهره برداری از آن موفقیتهای دراز مدتی را به دنبال میآورد. در واقع این مرحله از زندگی همان دوران قوت و قدرتی است که خداوند در کلام خویش در میانه دو دوره ناتوانی و سستی میآورد و بیشترین تکالیف را برای همین دوران در نظر میگیرد. «اللّهُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفا وَشَیْبَةً»8؛ «خدا همان کسی است که شما را در حال ضعف آفرید و پس از آن ناتوانی، قوت و توانایی بخشید و بار دیگر پس از توانایی، ضعف و پیری را قرار داد.»
پس از آشنایی با برخی ویژگیهای نوجوان، مناسب است نیم نگاهی به عوامل مشکلزای این دوران داشته باشیم؛ چرا که با شناسایی این علتها، مبانی رفتاری نوجوانان مشخص میشود و میتوان در مواجهه با آنها روشهای مناسب را برگزید.
کودک به ناگاه وارد مرحلهای جدید از زندگی میشود. وی متوجه تغییراتی در خود میگردد و سطح توقعات اطرافیان را از خود بیشتر میبیند. از سویی در خود کششی اجتنابناپذیر به سوی استقلال مییابد، ولی از دیگر سو نمیتواند از حمایتهای والدین و توجههای بیدردسر دوران کودکی دست بکشد. بر همین اساس دچار کشمکش درونی گشته رفتارهای متفاوتی از خود بروز میدهد.
احساس هویت جدید به او این امکان را میدهد که علیه تمامی مراجع وابستگی و قدرت از جمله پدر و مادر سرکشی کند. بحثها و مجادلههای طولانی، موضعگیری در برابر خواست والدین و مربیان، عدم انجام تکالیف و وظایف و در مواردی بزهکاری، از همین مسئله ناشی میشود.
دنیای نوجوانی، دنیایی تحلیلی ـ انتقادی است. نوجوان در خود توانایی تحلیل مسائل را مییابد. نقاط مثبت و منفی دیگران را میشناسد و الگوهای گذشته خود را به نقد میکشد و اعتماد خود را از ایشان دریغ میدارد. از طرفی احساسات عاطفی نسبت به بزرگسالان به ویژه پدر، مادر و مربیان محبوب، او را دچار دوسوگرایی و کشمکش عاطفی میکند.
با پدیدار شدن علائم بلوغ جنسی و گسترش تواناییهای فکری ـ منطقی، فرد نیز دچار تحول جدی میشود. وی با پرسشهایی همچون «من کیستم؟» و «هدف من از زندگی چیست؟» روبرو میگردد و ذهن جستجوگر او در پی یافتن پاسخی به این پرسشها است و در تلاش است، تا شخصیتی یکپارچه برای خود بسازد. در این دوره او با سه معیار کلی روبرو است.
اول. ارزشهایی که در دوران کودکی به وی ارائه گردیده است و مورد پذیرش والدین او است.
دوم. ارزشهای گروه همسالان که همینک با آن درگیر است.
سوم. معیارها و ارزشهای اجتماعی، مذهبی و فرهنگی جامعه.
در اینجا چنانچه این سه معیار با یکدیگر همخوانی داشته باشند، نوجوان میتواند به آسانی هویت خویش را شکل داده، جایگاه خود را بهبود بخشد؛ اما مشکل زمانی آغاز میشود که این معیارها با یکدیگر ناهمخوان، متضاد و متعارض باشند و از وی وظایفی ناهماهنگ را درخواست نمایند. در این فرض است که او خود را در گرداب تعارضها، سردرگمی و اضطراب، ناتوان مییابد و برای فرار از این مشکل وحشتزا به هر سویی پناه میبرد.
رشد و نمو غدد داخلی و ترشخ هورمونهای جنسی، نوجوان را در آغاز راهی سخت قرار میدهد. کشش و انگیزهای جدی برای ارتباط با غیر همجنس در او بیدار گردیده است. وی در صدد است این انرژی متراکم را در جایی آزمایش کند؛ اما از عواقب آن میهراسد. با گسترش تمایلات جنسی، تغییراتی در سازمان جسمی و عضلانی او پدیدار میشود و زمینه را برای برخوردهای خشن یا غیر متعارف با دنیای خارج فراهم میسازد. تحمل این مشکلات، فشارهای روحی بسیاری بر وی وارد میکند. این حالت به ویژه زمانی که نوجوان دچار بلوغ زودرس شده است، مشکلات بیشتری را برای وی ایجاد میکند و او را دچار انحرافاتی از قبیل مقاربت جنسی غیرمتعارف، خودارضایی، همجنسگرایی، حیوان بازی، نظر بازی یا... مینماید9.
از جمله عللی که ریشه بسیاری از رفتارهای به ظاهر غیر خردمندانه نوجوانان به شمار میرود، بیتجربگی و عدم آمادگی برای برخورد با مسائل و مشکلات است. نوجوان به واسطه عدم آشنایی و تجربه لازم، از حل مشکلات و مسائل ناتوان میماند و در خود احساس عدم شایستگی کرده، دچار خود کم بینی میشود. از زاویه دیگر، وجود روحیه عدم وابستگی نمیگذارد وی دست یاری به سوی دیگران دراز کند و این آغاز رفتارهای غیرمعقول او است.
محیطهای تربیتی و آموزشی نیز به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم در شکلدهی رفتارهای نوجوان میتواند مورد توجه قرار گیرد. درگیریهای پدر و مادر با یکدیگر یا فرزندان، محرومیتهای فرهنگی، سختگیری و مراقبتهای بیش از حد یا رهاسازی و آزادیهای نا بهجا، همگی از عوامل مشکلزا برای سلامت دوران نوجوانی است.
از دیگر عوامل تاثیرگذار بر کردارهای نوجوانان ساختار و اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است. محرومیتهای مالی، شکافهای اقتصادی، کمبود امکانات فرهنگی، نبود شرایط مناسب و مساوی برای پیشرفت همگان، نبود اماکن مذهبی و نیروهای کارآمد و... از جمله اهرمهای مهم برای ایجاد رفتارهای نامناسب در نوجوان به شمار میرود.
در بخش بعدی این مقاله، مشکلات روحی ایام نوجوانی، واکنشهای دفاعی نوجوان و انتظار از نوجوان را مورد بحث قرار داده و در پایان، به ارائه توصیههایی برای ارتباط بهتر با نوجوانان خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...
1. نک: روانشناسی نوجوانی، بلرو جونز، ترجمه رضا شاپوریان؛ همچنین «بلوغ»، موریس دبس، ترجمه حسن صفاری و دنیای نوجوان، محمد رضا شرفی، ص27.
2. جهت اطلاع بیشتر نک. هلن شاگتر و چنگیز بوئر، مشکلات نوجوانان، و راه حل آنها، ترجمه مجتبی جوادیان، مشهد، دانشسرای عالی.
3. دنیای نوجوان، دکتر محمد رضا شرفی، ص157.
4. مسائل نوجوانان و جوانان، دکتر محمد خدایاریفرد، ص28، با اندکی تصرف.
5. جهت اطلاع بیشتر از مباحث این بخش مراجعه شود به: ظوابطی، مهدی، مبانی مشکلشناسی کودکی و نوجوانی، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، 1365.
6. نهج البلاغه، نامه 31.
7. جهت اطلاع نک: ابراهام فرلو، انگیزش و شخصیت، ترجمه احمد رضوانی، مشهد: آستان قدس رضوی: 1367.
8. روم/ 54.