نویسنده: جواد محدثی
هرچند از مقولههایی چون «تشویق» و «تنبیه»، در مباحث تربیتی گفتگو میشود، ولی از آنجا که «رفتار تشویقآمیز»، یکی از شیوههای نیک در معاشرت و برخورد با دیگران است، مورد بحث قرار میگیرد.
اغلب یا همه افراد، به لحاظ برخورداری از غریزه «حبّ نفس»، دوست دارند که مورد توجه و عنایت قرار بگیرند. توجه به این نیاز، در حدی که به افراط کشیده نشود و آثار سوء نداشته باشد، عاملی در جهت تغییر رفتار یا ایجاد «انگیزه عمل» در انسانهاست.
وقتی کسی را مورد تشویق قرار میدهیم و به خاطر داشتن صفتی یا انجام کاری میستاییم، در واقع حس «خود دوستی» او را ارضاء کردهایم. این هم، جاذبه و محبت میآفریند، هم، نیت و انگیزه پدید میآورد یا تقویت میکند.
همچنان که از لفظ تشویق نیز برمیآید، به معنای «بر سر شوقآوردن» و «راغبساختن» در ماهیت تشویق نهفته است. این کار، نیازمند شناخت ما از روحیات و خصلتهای روانی اشخاص به معنای عام، و از ویژگیهای روحی فرد مورد تشویق به طور خاص است. در تشویق، باید از لفظ، شیوه و برخوردی استفاده کرد که در درون شخص، شوق و نیت و علاقه ایجاد کند و این محرک درونی، او را به تلاش بیرونی وادار کند، نه اینکه صرفا یک «تحریک بیرونی» باشد.
بعضی خصلتِ «تشویق دیگران» را ندارند و به دلیل خودخواهی، غرور، حسد یا هر عامل دیگر، هرگز زبان به ستایش و تمجید از خوبیهای دیگران نمیگشایند و گفتن یک کلمه تشویقآمیز، برایشان بسیار سنگین است، هرچند خودشان پیوسته دوستدار آنند که مورد تشویق دیگران قرار بگیرند.
برخی هم به گونهای تربیت شدهاند که براحتی زبان به تعریف از دیگران و خوبیهایشان میگشایند و نه تنها تشویق خوبان برایشان سنگین نیست، بلکه از این کار، لذت هم میبرند. و ... چقدر تفاوت میان این دو گونه افراد است!
داشتن زبان و لحن تشویقآمیز، موهبتی خدایی است. نشان کمال روحی و همت بلند و علاقه به بالندگی و رشد انسانهاست. تشویق، در نیکان و نیکوکاران، زمینه بیشتر برای «عمل صالح» پدید میآورد و نسبت به بدان و بدیها، اثر غیر مستقیمِ بازدارندگی دارد. اگر در جامعهای میان نیک و بد فرقی گذاشته نشود و به شایستگانِ فرزانه و فداکار و فرومایگانِ تبهکار به یک چشم نگاه کنند، این عامل سقوط اخلاقی و ارزشی جامعه است؛ صالحان مأیوس و دلسرد میشوند و فاسدان جرأت و گستاخی مییابند. این مضمون کلام حضرت علی(ع) است که در عهدنامهای که به مالکاشتر نخعی نوشت، او را به این ارزشگذاری و بهادادن به نیکان صالح فرمان داد:
«لا یَکوُنَنَّ المُحسنُ و المُسیئُ عِندَکَ بمنزلةٍ سَواءٍ، فانّ فی ذلِکَ تَزْهیدا لأِهل الأحسانِ فی الأحسانِ وَ تَدریبٌ لأِهل الأسائة».1
ای مالک ... هرگز «نیکوکار» و «بدکار» نزد تو یکسان و در یک جایگاه نباشند، چرا که در این کار، بیرغبتی نیکوکاران در امر نیکوکاری است، و ورزیدگی و شوقِ بدکاران برای بدی است.
تفاوتگذاشتن میان نیک و بد در نوع برخورد و احترام و توجه، نه تنها با «عدالت» منافاتی ندارد، بلکه سوقدادن جامعه به سوی صلاحیتهاست و ارجنهادن به نیکها و نیکان است. این تفاوت رفتار به خاطر تفاوتِ عملِ دیگران، هم در محیط خانه و میان فرزندان قابل عمل است، هم در محیط درسی و میان دانشآموزان و دانشجویان. هم نسبت به کارمندان، سربازان، خدمتگزاران و اقشار مختلف دیگر.
هم در بحث تنبیه و توبیخ، هم در مقوله ستایش و تشویق، باید تناسب میانِ «عمل» و «میزانِ تشویق» مراعات شود، تا اثر مطلوب را ببخشد. بدون این تناسب، یا افراط میشود یا تفریط، و هر دو زیانبار است. البته هر یک از این زیادهروی یا کوتاهی در تشویق و ستایش هم ریشهها و عللی دارد.
* داشتن زبان و لحن تشویقآمیز، موهبتی خدایی است.
نشان کمال روحی و همت بلند و علاقه به بالندگی و رشد انسانهاست.
* اگر در جامعهای میان نیک و بد فرقی گذاشته نشود
و به شایستگانِ فرزانه و فداکار و فرومایگانِ تبهکار به یک چشم نگاه کنند،
این عامل سقوط اخلاقی و ارزشی جامعه است؛ صالحان مأیوس و دلسرد میشوند
و فاسدان جرأت و گستاخی مییابند.
* اینکه هر کس را چگونه میتوان بر سر شوق آورد و از کار شایسته او تجلیل و تقدیر کرد،
در شرایط مختلف و نسبت به افراد مختلف متفاوت است.
یکی را با لفظ محبتآمیز و کلمات تحسینکننده میتوان تشویق کرد،
یکی را با تحویلگرفتن و برخورد احترامآمیز، یکی را با پول و جایزه، یکی را با مطرح ساختن و نامآوردن.
علی(ع) میفرماید:
«الثّناءُ بِاکثرَ مِنَ الأستحقاقِ مَلَقٌ و التقصیرُ عَنِ الأستحقاقِ عِیٌّ او حَسَدٌ».2
ستایش بیش از حد استحقاق و شایستگی، تملق و چاپلوسی است. و کم گذاشتن و کوتاهی از حد استحقاق، ناتوانی یا حسادت است.
این سخن، ضمن تأکید بر همان «تناسب»، دو جنبه افراط و تفریط را در این مسأله یادآور میشود و به ریشه آن هم اشاره دارد. زیادهروی در مدح، یا از جهالت و نشناختن قدر و ارزش کارها و اشیاء سرچشمه میگیرد، یا نشانه روحیه چاپلوسی و نوکرصفتی و حقارت نفس و روح است. حضرت امیر(ع) در سخنی دیگر میفرماید:
«اکبَرُ الحُمقِ الأغراقُ فی المدحِ وَ الذَّمِ».3
بزرگترین نادانی، زیادهروی در ستایش یا بدگویی است.
هرچند سخن از تشویق است، ولی مدح و ستایش نیز، یکی از جلوههای تشویق و روشهای رغبتآفرینی در افراد به شمار میآید.
از آنجا که تشویق، برای انگیزش به کار نیک است، اگر کمتر از «ارزش کار» و «فضیلتِ صفات» باشد، موجب کماهمیت جلوه یافتن آن کار و صفت میگردد. مثلاً اگر یک دانشآموز، پس از یک سال تلاش پیگیر در امر تحصیل و داشتن معدل «بیست»، فقط با یک «بارکاللّه» و «احسنت» تشویق شود،
* امام امت(ره) از این شیوه تشویقی چه در آغاز پیروزی انقلاب و چه در طول سالهای دفاع مقدس استفاده میکرد.
در آغاز انقلاب که عدهای طرح «انحلال ارتش» را مطرح میکردند،
امام از فداکاریها و همدلیهای آنان با ملت ستایش کرد و آنان را به صحنه انقلاب کشید،
و در سالهای حماسه نیز، زبان و بیان و قلم تشویقآمیز حضرت امام(قدس سره)
نسبت به رزمندگان و ارتش و سپاه، نقش عمده در حماسهآفرینی و خطشکنی
و شهادتطلبی و پیروزیهای ماندگار و پرافتخار داشت.
روحیه خود را از دست میدهد، یا اگر در برابر فداکاری عظیم و ایثار چشمگیر یک انسانِ وارسته، تنها به ستایش مختصری اکتفا شود، حق او ادا نشده است. برعکس، اگر در برابر کار نیک کوچکی عظیمترین تشویقها به عمل آید، مثلاً در یک جلسه و در یک مسابقه حضوری برای کسی که یک پرسش عادی را فیالمجلس جواب داده، یک «سفر حج» جایزه بدهند، این نیز بدآموزی دارد، هم ارزش آن جایزه لوث میشود، هم برای آنان که با تلاش بیشتر، شایستگیهای والاتری را از نظر علمی و عملی دارند ولی مورد تشویق قرار نمیگیرند، دلسرد و مأیوس میکند.
اینکه هر کس را چگونه میتوان بر سر شوق آورد و از کار شایسته او تجلیل و تقدیر کرد، در شرایط مختلف و نسبت به افراد مختلف متفاوت است. یکی را با لفظ محبتآمیز و کلمات تحسینکننده میتوان تشویق کرد، یکی را با تحویلگرفتن و برخورد احترامآمیز، یکی را با پول و جایزه، یکی را با مطرح ساختن و نامآوردن. یکی با کتاب و هدیههای فرهنگی تشویق میشود، یکی با لوازم مصرفی و خانگی، یکی هم با خوراک و اطعام. در همین زمینه هم مراعات تناسب میان «نوع تشویق» با «فرد مورد تشویق»، مهم است. به این خاطر، آنان که به مناسبتهای مختلف به افراد، هدیه و جایزه میدهند، یا میخواهند افراد شایسته را مورد تشویق و تقدیر قرار دهند، به این ریزهکاریها باید توجه کنند.
گاهی یک «لوح تقدیر» و متن زیبا و آراسته و قابشده، که قیمت مادی چندانی هم ندارد، برای کسی بسیار نفیس و ارزشمند و شوقانگیزتر از آن است که مثلاً صدهزار تومان پول نقد به او داده شود. البته گاهی هم برعکس است، چون لوح تقدیر برای کسی نان و آب نمیشود ولی «وجه نقد» را میتواند در پرداخت قرض و قسط یا تأمین نیازهای زندگی به کار بندد.
حتی اگر تشویقهای مادی و لوازم مصرفی باشد، باز این نکته که به چه کسی، چه چیزی هدیه شود، مهم است. طرف به تناسب شغل، سن، شرایط زندگی و ویژگیهای شخصی، گاهی از یک پتو، یا ضبطصوت، دوره ترتیل قرآن، آلبوم عکس، لباس و کفش ورزشی، سفر عمره و سوریه، اردوی تفریحی، کتاب، مدال و ... خوشش میآید و برایش ارزش دارد.
در مورد کتاب هم، حتی نوع کتاب به تناسب مخاطبِ مورد تشویق باید گزینش شود. به بعضی باید قرآن و صحیفه سجادیه داد، به بعضی رساله احکام، به بعضی اخلاق و تربیت، به بعضی کتاب طباخی و آشپزی، به بعضی کتابهای علمی و فنی، به بعضی فرهنگ لغت، به بعضی دورهای تفسیر، به بعضی کتاب قصه و رمان، به بعضی دیوان شعر، به بعضی مجموعهای نفیس از نقاشی یا خط و ... میبینیم که هر کس از نوعی کتاب که مورد علاقه یا نیاز او است، بیشتر لذت میبرد و آن هدیه، بیشتر برای او نقش تشویقی دارد.
حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه نسبت به نوع رفتار با فرماندهان نظامی و سران سپاه و ارتش، به مالکاشتر توصیه میکند که آنان را بر اساس میزان مواسات و خدمت و تلاش، مورد احترام و تقدیر قرار بده و برای آنکه در امر مبارزه با دشمن و جهاد، «یکدل» باشند، زندگی آنان را تأمین کن و خواستههایشان را برآور. آنگاه میفرماید:
«وَ واصِلْ فی حُسْنِ الثّناءِ عَلَیهم و تَعدید ما اَبْلی ذَوُو البَلاءِ مِنهم، فَاِنَّ کَثْرَةَ الذِّکرِ لِحُسْنِ اَفعْالِهِم تَهُزّ الشُّجاعَ و تُحَرِّضُ النّاکِلَ».4
پیوسته ستایش نیک نسبت به آنان داشته باش و رنجها و بلاها و آزمونهای آنان را برشمار، چرا که یاد کردن بسیار از کارهای نیک آنان، شجاع را به شور و جنبش وا میدارد و سست و بیحال را هم به حرکت میکشاند.
امام امت(ره) از این شیوه تشویقی چه در آغاز پیروزی انقلاب و چه در طول سالهای دفاع مقدس استفاده میکرد. در آغاز انقلاب که عدهای طرح «انحلال ارتش» را مطرح میکردند، امام از فداکاریها و همدلیهای آنان با ملت ستایش کرد و آنان را به صحنه انقلاب کشید، و در سالهای حماسه نیز، زبان و بیان و قلم تشویقآمیز حضرت امام(قدس سره) نسبت به رزمندگان و ارتش و سپاه، نقش عمده در حماسهآفرینی و خطشکنی و شهادتطلبی و پیروزیهای ماندگار و پرافتخار داشت.
پس نوع تشویق و تقدیر از نظامیان، کارمندان، محصلان، کارگران، کوچکها، بزرگها، خانمهای خانهدار، پزشکان و پرستاران و ... باید فرق کند و متناسب با خود آنان باشد و نشاندهنده ارجگذاری به کار خاص آنان باشد. «تشویق به نحوی باید باشد که تشویقشونده، احساس کند دیگران به ارزش کار او پی بردهاند و از کاری که او کرده، خوشحال و سپاسگزارند».5
البته نباید تشویق، ایجاد «غرور» کند. ظرفیت افراد را هم نسبت به تشویق باید
* حضرت علی(ع) میفرماید:
با پاداشدادن و تشویق نیکوکار، شخص بدکار و فاسد را از بدی و فساد باز دارید:
«اُزجُرِ المُسیئَ بِثواب المُحسِنِ».
* البته نباید تشویق، ایجاد «غرور» کند. ظرفیت افراد را هم نسبت به تشویق باید سنجید.
گاهی بچهها به خاطر تشویق، لوس و بیادب و پرتوقع میشوند.
گاهی بزرگترها به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای تقدیر، خود را میبازند
و متکبّر و بیاعتنا میشوند یا از رشد و پویایی میمانند.
سنجید. گاهی بچهها به خاطر تشویق، لوس و بیادب و پرتوقع میشوند. گاهی بزرگترها به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای تقدیر، خود را میبازند و متکبّر و بیاعتنا میشوند یا از رشد و پویایی میمانند. به این عوارض منفی هم، باید توجه داشت. به فرموده حضرت امیر(ع): «کم مِنْ مَغرورٍ بِحُسْنِ القولِ فیه»، چه بسا کسانی که با سخن نیک دیگران در باره آنان، مغرور میشوند.6
در یک کار تشویقی، باید نکاتی مورد توجه قرار گیرد که به «اثربخشی» تشویق، کمک میکند و بدون آنها، یا از اثر میافتد، یا اثر منفی به بار میآورد. برخی از این نکات، از این قرار است:
1ـ تشویق، همراه با درک و تشخیص و کشف استعدادهای رشد طرف مقابل باشد.
2ـ ارزش عمل نیک و خصلت شایسته، شناخته شود و به فرد مورد تشویق هم شناسانده شود.
3ـ تشویق، «رشوه» به حساب نیاید و «حق و حساب»، تلقی نشود.
4ـ به اندازه و بجا باشد و از حد معمول و متناسب و متعارف، تجاوز نکند، تا خاصیت خود را از دست ندهد.
5ـ همراه و توأم با عمل فرد باشد، چون فاصله زیاد بین تشویق و کار نیک، آن را از ارزش و اثر میاندازد و نقش شوقآوری آن از بین میرود. در حدیث است که: مزد کارگر را، پیش از آنکه عرقش خشک شود بپردازید.
6ـ تشویق، همراه با توجیه و تبیین باشد و فرد بداند که چرا و به خاطر چه کاری مورد تشویق قرار گرفته است. این مسأله در توبیخ و تنبیه هم هست. همچنان که مجازات، بدون آنکه طرف بداند چرا تنبیه میشود، عامل بازدارنده نیست، تشویق بدون توجیه و تبیین هم اثر انگیزهآفرینی و تحریکی به کار خیر ندارد.
7ـ تشویق، با عمل خوب، تناسب داشته باشد، نه مبالغهآمیز، نه کمتر از حد مطلوب. تشویق، مثل مصرف دارو برای بهبود یک بیماری است. مصرف بیش از حد یا کمتر از مقدار توصیهشده، اثر درمانی ندارد، بلکه گاهی هم زیانبار است.
گاهی میتوان با تشویق انسانهای شایسته، راهی برای جلوگیری از فساد فاسدان یافت. این تأثیر غیر مستقیم تشویق است. پیامبران الهی، هم «مبشّر» بودند، هم «منذر». ولی گاهی کار بشارت و تشویق، کارسازتر از تهدید و تنبیه و توبیخ است.
حضرت علی(ع) میفرماید: با پاداشدادن و تشویق نیکوکار، شخص بدکار و فاسد را از بدی و فساد باز دارید: «اُزجُرِ المُسیئَ بِثواب المُحسِنِ».7
«تشویق نسل جوان، در زرورق پیچیدن و باد زدن و هندوانه زیر بغل آن دادن نیست. تشویق واقعی عبارت است از درک و کشف استعدادهای فرزندان و ایجاد فرصت و محیط مساعد برای تجلی و شکوفایی آن ... محیط تشویقآمیز، عبارت است از پیوند دادن آموزش و پرورش به زندگی اجتماعی، آگاه ساختن نسل جوان از مسؤولیتهای خویش و دادن فرصت مناسب برای ایفای این مسؤولیتها».8
به امید آنکه با بهرهگیری از تشویق (بیش از توبیخ و سرزنش)، زمینههای مناسبتری برای رشد فضایل اخلاقی در جامعه و خانواده و در رفتار و اخلاق افراد پدید آوریم.
ادامه دارد.
1 ـ نهجالبلاغه، فیضالاسلام، نامه 53.
2 ـ همان، حکمت 339.
3 ـ غررالحکم (چاپ دانشگاه)، ج2، ص396.
4 ـ نهجالبلاغه، نامه 53.
5 ـ آموزش و پرورش برای فردا، آصفه آصفی، ص88.
6 ـ غرر الحکم، ج4، ص548.
7 ـ نهجالبلاغه، حکمت 168.
8 ـ آموزش و پرورش برای فردا، ص91 و 93.