مجموعه دو بیتی عاشقانه سری 16
در عشق تو از بس که خروش
آوردیم دریای سپهر را به جوش آوردیم چون با تو خروش و جوش ما
درنگرفت رفتیم و زبانهای خموش آوردیم مختارنامه/عطار ---------------------------------- اندر دل من بدین عیانی که
تویی وز دیده من بدین نهانی که
تویی وصاف ترا وصف نداند کردن تو خود به صفات خود چنانی
که تویی خواجه عبدالله انصاری ----------------------------------
می خور که به زیر گل بسی
خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدم
و جفت زنهار به کس مگو تو این راز
نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد
بشکفت ---------------------------------- الله به فریاد من بی کس رس فضل و کرمت یار من بی کس
بس هر کسی به کسی و حضرتی مینازد جز حضرت تو ندارد این بی
کس کس ---------------------------------- ای عشق مرا به شطّ خون خواهی
بُرد چون قیس به وادی جنون خواهی
بُرد فرهاد صفت در آرزویی شیرین دنبال خودت به بیستون خواهی
بُرد ---------------------------------- من درد تو را ز دست آسان
ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان
ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان
ندهم ---------------------------------- ای کـــاش دلـــم اســیـــر
و بــیـمار نبود در بـــنـــد نــــگاه او
گــــرفــتــار نــبـود من عاشق واو زعشق من بی خـبر
است ای کــاش دل و دلــبــــر
و دلـــدار نـبود ---------------------------------- چون عود نبود چوب بید آوردم روی سیه و موی سپید اوردم خود فرمودی که نا امیدی کفر
است فرمان تو بردم و امید آوردم خواجه عبدالله انصاری ---------------------------------- در مذهب عاشقان قرار دگر
است وین باده ناب را خمار دگر
است هر علم که در مدرسه حاصل
گردد کار دگر است و عشق کار دگر
است ---------------------------------- ای جمله بی کسان عالم را
کس یک جو کرمت تمام عالم را
بس من بی کسم و تو بی کسان را
یاری یارب تو به فریاد من بی کس
رس ---------------------------------- من مانده ام و شعر سرودن
بی تو از خواب غزل پلک گشودن بی
تو ---------------------------------- در بستر بی رحمی و خون زاده
شدم از اول عمر با جنون زاده
شدم خاکستریم .دست خودم نیست
عزیز ققنوسم از آتش درون زاده
شدم ---------------------------------- چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد
است خم ابروی تو سرمشق کدام استاد
است؟ خم ابروی تو را دیدم و رفتم
به سجود، صید را زنده گرفتن هنر صیاد
است ---------------------------------- کم نامهی خاموش برایم بفرست از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه میشوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست ---------------------------------- در دفتر شعر من صدا پنهان
است یک رود پر از ستاره در جریان
است من در سر خود ابر زیادی دارم جیب کلمات من پر از باران
است ---------------------------------- در وطن مثل غریبانم،نمی دانم
چرا روز و شب سر در گریبانم،
نمی دانم چرا هر که از روی دل جانم فدایش
می کنم مثل عقرب می زند نیشم، نمی
دانم چرا ---------------------------------- من بی تو دمی قرار نتوانم
کرد احسان ترا شمار نتوانم کرد گر بر تن من زبان شود هر
مویی یک شکر از هزار نتوانم کرد خواجه عبدالله انصاری ---------------------------------- درخت غم بجانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه رفیقان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگست وادم مثل شیشه ---------------------------------- ای بی تو زمانه سرد و سنگین
در من! ای حسرت روزهای شیرین در
من! بی مهری انسان معاصر در توست تنهایی انسان نخستین در من! میلاد عرفان پور ---------------------------------- دیشب باران قرار با پنجره
داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ
کرد چک چک، چک چک، ... چکار با
پنجره داشت قیصر امین پور ---------------------------------- دلبرم اندر خیالم خود نمایی
میکند در فراقش ای دل من بینوایی
میکند او برفت و پشت پا زد بر دل
و دنیای من کار دل را بین که بهرش بیقراری
میکند ---------------------------------- دلم تنگ است امشب بهر زاری به روی موج گریه تک سواری صفای گریه ای در خلوتم را نمی بخشم به سال خنده داری ---------------------------------- کم زندگی مرا نمایش بدهید تابوت برای من سفارش بدهید باید بروم گور خودم را بکنم لطفآ دو سه سطر مرگ را کش
بدهید ---------------------------------- سردم شده است و از درون می
سوزم حالا شده کار هر شب و هر
روزم تو شعر مرا بپوش سرما نخوری من دکمه ی این قافیه را می
دوزم ---------------------------------- بیهوده در اضطراب ماندیم
همه در تاب و تب و عذاب ماندیم
همه این ساعت زنگ خورده هم زنگ
نزد عشق آمد و رفت و خواب ماندیم
همه ---------------------------------- با دیدن تو دست و دلم می
لرزد زیبایی تو چقدر وحشتناک است انگار که چاره ای ندارم دیگر دختر!پدر تو بود چوپان می
خواست؟ ---------------------------------- من آمده ام که با تو راهی
بشوم آنی که تو از دلم بخواهی
بشوم دریا بغلم کن! بغلم کن دریا! می خواهم از این به بعد ماهی
بشوم ---------------------------------- در اوج یقین اگر چه تردیدی
هست در هر قفسی کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب، یعنی توی چمدان ماه خورشیدی هست